۱
تاریخ انتشار
شنبه ۳ خرداد ۱۳۹۹ ساعت ۰۳:۲۰
کد مطلب : ۱۵۷۴۸
درسالروز شهادت قائم مقام فرماندهی قرارگاه مهندسی خاتم الانبیاء؛

از آغاز تا پرواز سردار شهيد محمدتقی رضوی

از آغاز تا پرواز سردار شهيد محمدتقی رضوی
به گزارش راهیان نور؛ سید محمدتقی رضوی در سال 1334، در شهر مقدس مشهد و در خانواده‏ای مذهبی و متدین از سلسله‏‌ی جلیله‏‌ی سادات دیده به جهان گشود.
 
تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را گذراند و وارد دبیرستان شد. در کنار تحصیل به ورزش نیز پرداخت و به عنوان عضو رسمی تیم والیبال ابومسلم در مسابقات مختلف شرکت می‏کرد. در یکی از مسابقات، قرار بود از دست پسر شاه ملعون مدال دریافت کند، که از این کار خودداری نمود. پس از اخذ دیپلم وارد انستیتو راه و ساختمان شد و به ادامه‏‌ی تحصیل پرداخت.
 
پس از فارغ ‏التحصیلی پدرش پیشنهاد کرد، که برای ادامه تحصیل به خارج از کشور برود، اما او گفت: حاضر نیستم لحظه‌‏ای از عمرم را در خارج از کشور بگذرانم. در سال 56، برای انجام خدمت سربازی راهی تهران شد و پس از گذراندن دوره‌‏ی آموزشی به مشهد منتقل گردید. با اوج‏ گیری انقلاب شکوه‏مند اسلامی و فرمان امام خمینی(ره) مبنی بر فرار سربازان از پادگان‏ها او نیز در اطاعت از امام از پادگان فرار کرد و سربازان دیگر را نیز به این کار تشویق نمود. از جلسات سیاسی و مذهبی رهبر معظم انقلاب و شهید هاشمی‏نژاد بهره‏ی فراوان می‏جست.
 
در خوش‏رویی و خوش خلقی سرآمد آشنایان و دوستان بود. به امام خمینی (ره) و انقلاب اسلامی عشق می‏ورزید و در زمان پیروزی انقلاب فعالانه به پخش و تکثیر نوارها و عکس‏های حضرت امام خمینی(ره) می‏پرداخت. در پاک‏سازی شهر مشهد از لوث وجود عوامل طاغوتی و ساواکی نقشی فعال داشت. پس از این که پرونده‌‏های افراد انقلابی، که در دست ساواک بود، به دست مردم افتاد، معلوم شد که وی در لیست اعدامی‏‌های رژیم ستم‏شاهی قرار داشته است.


 
پس از پیروزی انقلاب، بقیه‏‌ی خدمت سربازی خود را در کمیته‌‏ی انقلاب اسلامی گذراند و با شکل‏ گیری جهاد سازندگی خراسان به عضویت این نهاد در آمد و از اعضای فعال آن شد.
 
شهید سید محمدتقی رضوی جهادگری مخلص و مؤمن و انسانی آرام با روحیه‏ای قوی و زاهدی متعبد و رزمنده‌‏ای عاشق بود.
 
از خصوصیات بارز اخلاقی ایشان مهربانی و متانت بود. او با درک مفاهیم ارزشمند اسلام از تقوا و ایمان بالایی برخوردار بود و در طول عمر خویش هیچ‏گاه از خدمت به مردم و انقلاب غافل نشد. خدمت برای محرومین را عبادت می‏‌دانست و تکیه کلامش این بود: ما هر چه داریم از محرومین و زحمت‏کشان روستاهاست.
 
در حالی که هنوز 20 روز از جنگ نگذشته بود، عازم جبهه‌‏ها شد و در ستاد شهید چمران به دفاع از کیان نظام پرداخت. پس از چند ماه به مشهد بازگشت. در سال 1360 ازدواج کرد و تشکیل خانواده داد و به همراه همسرش به اهواز رفت و در ستاد کربلا مشغول خدمت به رزمندگان اسلام شد. در همین زمان مسئولیت ستاد مرکزی جنگ جهاد بر عهده‏ی وی گذاشته شد، اما از آن جایی که عاشق جبهه‌‏ها بود، در تهران دوام نمی‌آورد و به جبهه‌‏ها برمی‌گردد.


 
شهید رضوی به رغم داشتن مسئولیت بالا، هر جا که احساس نیاز می‏کرد، فوراً وارد عمل می‏شد، از زدن خاکریز با لودر و بولدوزر تا ایجاد جاده و پل. به عنوان اولین تجربه در امر مهندسی و رزمی، در عملیات «طریق‏ القدس» جاده‌‏ای ابتکاری از پشت تپه‌‏های «الله اکبر» احداث کرد، که نیروهای رزمنده با استفاده از آن جاده، دشمن را دور زده و با تصرف توپ‏خانه‌‏ی دشمن به پیروزی عظیمی دست یافتند. رضوی با پشتکار و ابتکار فراوانی که در عملیات‏‌های گوناگون از خود نشان داد، توجه مسئولان و فرماندهان جنگ را جلب می‏‌نمود.
 
او پس از ماه‏ها خدمت در مسئولیت فرماندهی مهندسی جهاد سازندگی، به عنوان مسؤول ستاد کربلا و فرماندهی مهندسی جنگ جهاد سازندگی به معاونت فرهنگی قرارگاه مهندسی- رزمی قرارگاه خاتم‏‌الانبیاء(صلی‏الله علیه و آله و سلم) منصوب شد و به هدایت مهندسی- رزمی جنگ پرداخت.
 
عملکردش در امر مهندسی- رزمی بر این استوار بود که: هر قطره عرقی که قبل از عملیات در امر مهندسی- رزمی ریخته شود، در میدان جنگ، خون‏های کمتری بر زمین خواهد ریخت. او به هنگام شناسایی منطقه‌‏ی عملیاتی کربلای 10 در ارتفاعات کوه‏های سردشت بر اثر انفجار گلوله‌‏ی توپی، در روز سوم خرداد 1366، ابتدا یک پایش را از دست داد.
 
او دیگر به پای زمینی احتیاج نداشت، زیرا باید بقیه‏‌ی راه را با شاه‏پر عشق پرواز می‏کرد و در چشم‌ ‏زدنی، صدرنشین سفره‏‌ی سدره‌‏المنتهی شد. وقتی که هم رزمانش به کمک او آمدند، گفت: فایده‌‏ای ندارد، زحمت نکشید، من در آغاز راهی قرار گرفته‌‏ام، که هفت سال دنبالش بودم، مرا تنها بگذارید و تکانم ندهید.

 
بسم الله الرحمن الرحیم
رَبّنا اَفرِغ عَلَینا صَبراً وَ ثَبّت اَقدامَنا وَانصُرنا عَلَی القَومِ الکافِرین
با درود و سلام به پیشگاه آقا امام زمان(عج) و امام خمینی و امت شهیدپرور اسلام
اول؛ از همه از خداوند متعال می خواهم، که گناهان این بنده ی نافرمان را به عظمت و جلالش ببخشد و بیامرزد که بسیار بار گناهم بر دوشم سنگینی دارد و تحمل عذاب جهنم را ندارم. هرچند که نسبت به دستوراتش کوتاهی و سهل انگاری کرده ام و از این بابت کلاً شرمنده و پشیمانم و به درگاه پررحمت و شفقتش توبه می کنم و از همه ی بندگان پاک و منزه خداوند طلب شفاعت دارم.
 
دوم؛ از تمامی کسانی که این بنده ی حقیر و سر تا پا گناه را می شناسند طلب عفو و بخشش می نمایم.
 
سوم؛ به همه ی امت اسلامی عرض می کنم؛ که قدر این اسلام و انقلاب و امام و مسئولین نظام جمهوری اسلامی را بدانند و برای نشان دادن این قدرشناسی تا جایی که می توانند خدمت کنند و سختی ها و ناراحتی ها را تحمل کرده و در جهت پیش برد انقلاب بکوشند.
 
به مسئولین عرض می کنم که در رأس همه ی کارهایشان خدمت به مظلومان را قرار دهند، که همین ها هستند که جبهه ها را گرم نگه داشته اند و هر روزه خون می دهند که نهال انقلاب بارور شود و اسلام به پیروزی برسد.
 
در پایان از همه ی کسانی که می توانند به جبهه ها آمده و در جنگ با کفر شرکت کنند، می خواهم که به یاران اباعبدالله الحسین(ع) پیوسته و این فرزندان دلیر اسلام را که در جبهه ها با فرمانده بزرگشان حضرت مهدی صاحب الزمان(عج) دیدار می کنند یاری رسانند و کربلای ایران را که عطر دلپذیرشان معطر می نمایند کمک کنند.
 
در طی مدت جنگ، این بنده ی حقیر از وجود این انسان های والامقام، که شاید بدون این که انسان با آنها برخورد داشته باشد نتوان ترسیمشان کرد، درس ها آموختم و بهره ها بردم که شاید یک لحظه از آن را با تمامی عمرم نتوانم مقایسه کنم و خوشحالم که در کنار این یاران حسین بن علی(ع) حضور دارم و امیدوارم که در روز رستاخیز به شفاعتم بیایند. انشاءالله.
 
در مناجات های عارفانه ی سردار شهید سید محمدتقی رضوی آمده است:
 
خدایا! توانائیم ده، تا در راه تو قدم بردارم.
خدایا! قدرت ایمانم را بیفزا، تا ثابت قدم باشم.
خدایا! عاشقم، عاشق ترم کن به دیدارت.
خدایا! گناهکارم، توبه ام را بپذیر.
خدایا! خطاکارم به بزرگی و عظمتت ببخشم.
خدایا! همه ی گناهانم ببخش و بیامرز و شهادت را نصیبم گردان.
خدایا! نمی دانم با این بار گناهان با چه رویی به پیشگاهت برسم.
با این همه، عشق دیدارت دیگر تحملم را بریده.
خدایا! با دیدن یاوران صدیقت احساس حسادت می کنم.
مرا هم در کنار یاورانت قرار ده.
خدایا! در این شب های با عظمت، تا طلوع فجر در کنار رزمندگان اسلام مرا هم با همه ی روسیاهی به عظمت روح شهدا ببخش و بیامرز.
خدایا! شهدا از ما توقع ادامه ی راهشان را دارند، به ما قدرت ادامه ی راه، عطا فرما.
خدایا! خانواده ی شهدا و فرزندان شهدا منتظر پیروزی اسلام هستند، نصرت نهایی هر چه زودتر عطا بفرما.
خدایا! ما به اسلام، به امام زمان(عج)، به امام خمینی و ملت شهید پرورمان متعهدیم که برای اعتلای کلمه ی حق بکوشیم و زندگی راحت را بر خود حرام می دانیم، ما را در این راه، یاری فرما.
خدایا! امام زمان(عج) را از ما خشنود و راضی بگردان.
خدایا! ما را در جهت رسیدن به خودت راهنمایی فرما.
الهی! این امام را برای امت و این امت را برای امام حفظ فرما.
الهی! ظهور حجتت را نزدیک تر بگردان.
الهی! ما را با امام حسین(ع) و یاورانش محشور بگردان.
والسلام علی من التبع الهدی
تقی رضوی ساعت 6 مورخه 64/11/20

انتهای پیام/
نام شما

آدرس ايميل شما

تهران- راهیان نور-«جنگ به روایت سنگ ها» حکایت جالبی دارد. وقتی روزهای کرونایی سری به قطعه شهدای بهشت زهرا(س) می زنم و نوشته سنگ مزارها را می خوانم؛ سنگ ها داستان سال های جنگ را مرور می کنند.
اهواز - راهیان نور، سلام بر رضا و حسین که اراده خدا را محقق کردند و خرمشهر را خدا آزاد کرد. شهید رضا اردستانی در روز شهادت 18 سال بیشتر نداشت.
تهران- راهیان نور- تعدادی از شاعران کشور همزمان با فرارسیدن سالروز شهادت امیرالمؤمنین، امام علی(ع)، سروده‌های خود را به محضر ایشان تقدیم کردند.