۰
تاریخ انتشار
سه شنبه ۹ مرداد ۱۳۹۷ ساعت ۰۹:۰۰
کد مطلب : ۱۲۳۹۱
شهدای روحانی اهل سنت(۱۱):

شهیدی که همچون نسیم بهاری گره گشای کارهای فروبسته مردم بود

مختصری از زندگی نامه شهیدملا رحیم شریف زاده
شهیدی که همچون نسیم بهاری گره گشای کارهای فروبسته مردم بود
به گزارش راهیان نور؛شهید رحیم شریف زاده هفتم دی ۱۳۲۳ در روستای سیوچ شهرستان بانه به دنیا آمد.

با توصیه و راهنمایی های پدرش از کودکی به تحصیل علوم شرعی روی آورد.وی برای فراگیری علوم دینی به روستاهای متعددی نظیر به رده رهش گشکسه ریویه نیستان شموله نمه شیر و سی سهر سفر کرد.

ملارحیم شریف زاده پس از کسب فیض از حلقه درس ماموستا ملا عبدالقادر در روستای به ره رهش از ایشان اجازه افتائ در مذهب امام شافعی را دریافت کرد.سال۱۳۴۸ در زادگاهش ازدواج کرد که حاصلش چهار دختر و چهار پسر بود.

ملا رحیم در روستای نمه شیر.بادمجان و کوخان امام جمعه و جماعت بود و به ارشاد و هدایت مردم می پرداخت. غیر از ارشاد مردم به تربیت شاگردان و طالب علمانی پرداخت که هر یک مایه سعادت و سربلندی جامعه گشته اند و بسیاری از آنان همچنان واسطه فیض هستند.

دهم آبان ۱۳۶۲ در روستای بادمجان بر اثر بمباران شیمیایی در ر ژیم بعثی به شهادت رسید، پیکر پاکش را در قبرستان قوچالی روستای گشکسه به خاک سپردند.

فعالیت ها اخلاق و سلوک اجتماعی شهید

با قرآن کریم مأنوس بود وبا آن الفت دیرینه داشت.فرائض خویش را به موقع و با دقت انجام می داد. در کردار خویش صداقت و درستی می ورزید و از ناشایست پرهیز می کرد.در تربیت فرزندان خود و شاگردانش همچنین ارشاد و هدایت مردمان سعی بسیار می کرد.

او شفیق و مهربان همه کسانی بود که با او ارتباط داشتند.خلق و خوی وی سبب شده بود که مردم برای گره گشای از مشکلات خود به ایشان روی بیاورند.

او نیز همچون نسیم بهاری گره گشای کارهای فروبسته مردم بود.گاه در خلوت خویش شعر می سرود، سرود های او عمدتا در مدح ومنقبت حضرت رسول(ص)بود،خداوند متعال به ایشان صدای دلنشین و زیبایی عطا فرموده بود. 

شهید نیز سپاس این نعمت را با مولودی خوانی ادا می کرد،در روستای بادمجان امام جماعت بود که دشمن بعثی روستای مذکور را بمباران شیمیایی کرد و سبب شد بسیاری از مردم و از جمله ملا رحیم شریف زاده به شهادت برسند.

انتهای پیام/
نام شما

آدرس ايميل شما

یادمان شهید بروجردی - جهاد رسانه‌ای شهید رهبر - روزها و ماه‌ها و سال‌ها گذشت تا به صورت کاروانی به مناطق جنگی سفر کردیم باورم نمیشد که آرزویم براورده می‌شود.
شرهانی_ جهاد رسانه ای شهید رهبر- این آه حسرت و سوز دل است که مرا می‌سوزاند؛ گاهی خیلی زود دیر می‌شود، طوری که فکر می‌کنی خواب بوده‌ای ، بساط نوکری و خادمی برچیده می‌شود و فقط حسرت است که باقی می‌ماند