۰
تاریخ انتشار
يکشنبه ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۷ ساعت ۱۳:۰۴
کد مطلب : ۱۲۰۵۴
مادرانه؛

تا کی دل من چشم به در داشته باشد!

تا کی دل من چشم به در داشته باشد!
به گزارش راهیان نور، تاریخ تولد من یک بار در طول سال است اما مادرم هر روز صبح برادرم را به دنیا می آورد، بزرگ می کند او را به جبهه می فرستد؛ از زیر قرآن رد می کند، کاسه آب را داخل کوچه می پاشد، می ایستد، تا او از پیچ کوچه رد شود و به حیاط برگردد، در خانه را می بندد و با گوشه چادر اشک هایش را پاک می کند و منتظر آمدنش می ماند...
و
می ماند تا بیاید...
 غروب ها که دلش می گیرد داغ شهادت او را مرثیه می کند و با پسرش وداع می کند...
 
تا کی دل من چشم به در داشته باشد؟ / ای کاش کسی از تو خبر داشته باشد...
آن باد که آغشته به بوی نفس توست / از کوچه ما کاش گذر داشته باشد . . .
 

انتهای پیام/
محمدی
جهاد رسانه ای شهید رهبر
 
نام شما

آدرس ايميل شما

یادمان شهید بروجردی - جهاد رسانه‌ای شهید رهبر - روزها و ماه‌ها و سال‌ها گذشت تا به صورت کاروانی به مناطق جنگی سفر کردیم باورم نمیشد که آرزویم براورده می‌شود.
شرهانی_ جهاد رسانه ای شهید رهبر- این آه حسرت و سوز دل است که مرا می‌سوزاند؛ گاهی خیلی زود دیر می‌شود، طوری که فکر می‌کنی خواب بوده‌ای ، بساط نوکری و خادمی برچیده می‌شود و فقط حسرت است که باقی می‌ماند