۰
تاریخ انتشار
يکشنبه ۱۷ دی ۱۳۹۶ ساعت ۰۹:۳۴
کد مطلب : ۱۱۲۳۹

رضایت

راوی: لیلا صمدی مادر شهید محمدرضا مهدیزاده طوسی
رضایت
محمدرضا جلوی من را گرفت و گفت: «_ مادر! کمی صبرکن کارت دارم.»
 بعد که ایستادیم ادامه داد: «_ تو رو به این امام رضا (ع) قسمت می دم ازم دل بکن؛  از من بگذر تا شهید بشم.»
گفتم: «_ نه مادرجان! امیدوارم هیچ کس آرزوی شهادت به دلش نمونه و هر کس این آرزو رو داره به اون برسه. اما شما هر وقت پیر شدی اشکالی نداره شهید بشی.» وقتی این حرف را گفتم محمدرضا خیلی خوشحال شد و رو به گنبد امام رضا (ع) کرد و گفت: «_ آقا! شنیدی که مادرم رضایت داد.» آن وقت با سرعت به طرف همسرش رفت و گفت: «_ مادرم در مقابل بارگاه امام رضا (ع)رضایت داد که من شهید بشم.»


خودم را به آن‌ها رساندم و ادامه دادم: «_ من که نگفتم همین الان شهید بشی؛ گفتم  هر وقت پیر شدی خدا شهادت رو نصیبت کنه.»
آن وقت همگی طرف سقاخانه به راه افتادیم.
 

راوی: لیلا صمدی مادر شهید محمدرضا مهدیزاده طوسی
 
نویسنده: مریم عرفانیان

انتهای پیام./


نام شما

آدرس ايميل شما

خراسان شمالی-راهیان نور- خزان که می‌رسد، آخرهای تابستان، در کوچه پس‌کوچه‌ها و خیابان‌ها، چفیه ایثار و سنگر دلاورمردی شکوفه می‌دهند و عطر جهاد و شهادت در همه جا پراکنده می‌شود.
اصفهان-راهیان نور-کمتر واژه ای است که بیکران معنا از آن بجوشد، از دلدادگی تا وارستگی، از خاک تا افلاک، از خاکریز تا سیم خاردار، از خلوص تا شهادت، براستی رمز این نبرد غرورآفرین چه بود که تاریخ تا همیشه به حرمت آن ایستاده است.
تهران- راهیان نور- سرزمین های نور، سرزمین عاشقان کربلا، سرزمین نخل های سوخته و یادمان های شهدای هشت سال دفاع مقدس هر چند این روزها با ورود ویروس منحوس، در خاطرات محبوس مانده، اما همزمان با هفته دفاع مقدس، «از مرصاد تا تهران» غبار غربت را از این یادمان ...