۰
تاریخ انتشار
شنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۵ ساعت ۰۸:۴۰
کد مطلب : ۸۳۹۵
سبک زندگی شهدا

فرزند شهید

شهيد علی محمد جمال الدينی
فرزند شهید
روزي در منزل نشسته بوديم، شهيد، فرزندمان، محمدباقر را در بغل داشت دو نفري با او بازي کرديم. در اين هنگام خانمي با يک پسر بچه اي که بعدها فهميدم همسر شهيد نصرالله عباسي مي باشند وارد منزل ما شدند. ضمن سلام و احوالپرسي، همسرم با ديدن آنها به احترام بلند شد و فرزندش محمدباقر را زمين گذاشت و پسر بچه ي همراه آن خانم را بغل گرفت و نوازش کرد، محمدباقر ناراحت شد و گريه کرد. پس از اينکه آن خانم از منزلمان خارج شد از او پرسيدم: چرا اين طوري کرديد و محمدباقر را با اين وضع زمين گذاشتيد؟ من اول آن خواهر را نشناختم، شهيد در جوابم گفت: «اين خواهر همسر و بچه ي همراهش هم فرزند شهيد نصرالله عباسي است و اگر من محمد باقر را در مقابل او بغل مي کردم ممکن بود که دل شکسته شود، لذا من به اين خاطر اين کار را کردم.» بعد از اين بود که فهميدم من را و معرفت يک انسان بزرگ چقدر وسيع و گسترده است.

کتاب ردپاي حماسه، ص 11

► دانلود (نمایش در تلفن همراه)
نام شما

آدرس ايميل شما

اینجا یک جاده هست. فقط یک جاده اصلی! مشابه این جاده توی شهرها هم هست. منتهی فرعی زیاد دارد.
والله ان قطعتم یمینی انی احامی ابدا عن دینی ما پیروان کربلا از نهضت حسینیم دلداده ولایت و روح خدا خمینی مرز شهادت تا یمن ، غزه، فلسطین لبیک ما در مکتب سرخ حسینی میقاتمان قدس و حلب با راهیان سوریه دشمن زبون و عاجزو مرصاد ما به عینی معراجمان ...