۰
تاریخ انتشار
سه شنبه ۹ آذر ۱۴۰۰ ساعت ۱۰:۱۶
کد مطلب : ۱۶۴۷۰
به مناسبت رحلت جهادگر جانباز مهندس مهدی ورشابی؛

فرمانده پشتیبانی مهندسی جنگ جهاد سازندگی در دوران دفاع مقدس

فرمانده پشتیبانی مهندسی جنگ جهاد سازندگی در دوران دفاع مقدس
به گزارش راهیان نور، مهندس مهدی ورشابی یکی از مخلص ترین رزمندگان تأثیرگذار در پیروزی های جمهوری اسلامی ایران در دوران جنگ، در بامداد روز یکشنبه هفتم آذر ماه 1400 پس از یک دوره بیماری رنج آور، چشم از جهان فروبست و به همرزمان شهیدش پیوست .

وی متولد سال ۱۳۳۶ و جانباز ۳۵ درصد دفاع مقدس مقدس بود که از دیگر سمتهای وی می توان به فرمانده پشتیبانی و مهندسی جنگ جهاد سازندگی – قرارگاه کربلا، معاون عملیاتی ستاد مرکزی پشتیبانی و مهندسی جنگ جهاد سازندگی در دوران دفاع مقدس و همچنین معاونت آب و خاک وزارت جهاد سازندگی و عضویت در کمیسیون مرکزی ایثارگران وزارت جهاد کشاورزی اشاره کرد.

او یکی از انقلابیون وفادار به منش و راه امام خمینی و از علاقمند ایشان بود که اکثر جوانی خود را در جبهه های جنگ و در دفاع از کشور عزیز صرف کرد. مهدی ورشابی از ابتدای شروع جنگ از مشهد به جبهه خوزستان رفت و در اهواز در کنار افرادی مانند شهیدان طرحچی، ناجیان و تقی رضوی قرار گرفت. آنها برای کمک به رزمندگان مدافع کشور، مهندسی جنگ جهاد را تأسیس کردند تا بتوانند در جبهه ها عملیات مهندسی انجام دهند و کمک های فنی به یگان های درگیر در مقابل دشمن متجاوز ارائه دهند.مهدی یکی از دوست داشتنی ترین افراد جهاد سازندگی بود که پا به پای فرماندهان جبهه ها در خطوط مقدم درگیری حضور می یافت. همه فرماندهان ارتش و سپاه و فرماندهان میدانی در جبهه ها او را می شناختند و به نظرات کارشناسی و کارهای او اعتماد داشتند. 

وی از ابتدای حضور در جبهه ها با شهید محمد طرحچی که او هم اهل مشهد بود کار می کرد. در زمانی که طرحچی در روز یازدهم  شهریور ماه سال 1360 در شحیطیه بین تپه های الله اکبر و شهر بستان در خوزستان در حالی که مشغول قنوت در نماز مغرب بود با اصابت گلولة تانک دشمن به شهادت رسید، همرزم وی آقای مهدی ورشابی هم زخمی گردید. مهدی پس از این اتفاق به مدت حدود 7 ماه در بیمارستان بستری گردید تا به تدریج خوب شد و دوباره به جبهه بازگشت.

مهندس ورشابی در اکثر عملیات های دوران دفاع مقدس حضور داشت. او از هر عملیاتی نکاتی را می آموخت و آنها را در اقدامات مهندسی جنگِ جهاد بکار می گرفت. از جمله او در اواخر آذر ماه سال 1389 برایم تعریف می¬کرد که در عملیات نصر که در دی ماه سال 1359 انجام شد در کنار لشکر 16 زرهی قزوین حضور داشته و توانسته است به عمق مواضع ارتش عراق برود و از نزدیک و با چشم خود استحکامات و انواع سنگرها و چگونگی آرایش واحدهای دشمن را ببیند و بر روی آنها مطالعه کند. از همین هنگام بود که نیروهای مهندسی جنگِ جهاد سازندگی توانستند علاوه بر آنچه می دانستند، شیوة احداث سنگرهای انفرادی ، مواضع توپخانه، سنگرهای اجتماعی و خاکریزهای نعل اسبی و احداث مواضع تانک را از قوای دشمن بیاموزند و بهتر از آن ها را طراحی کرده و برای رزمندگان و نیروهای مدافع بسازند. 

او در عملیات "فرمانده کل قوا خمینی روح خدا" نیز که در 21 خرداد ماه سال 1360 در دارخوین در نزدیکی آبادان انجام شد حضور داشت. مهدی ورشابی در آن عملیات در کنار رزمندگان اصفهانی که بعدها لشکر امام حسین علیه السلام را تشکیل دادند به حسین خرازی فرمانده دلاور و شجاع آن محور کمک می-کرد. او برایم تعریف می¬کرد که نیروهای داوطلب مهندسی جنگِ جهاد در جریان آن عملیات، توانستند برای رزمندگان فداکار و پرانگیزه اصفهانی، خاکریزی به طول 3 کیلومتر را احداث کنند تا پس از تثبیت جبهه دارخوین در پشت آن پدافند نمایند. در آن عملیات رزمندگان اسلام توانسته بودند با پیشروی به سمت مواضع گردان زرهی صلاح الدین که جمعی تیپ8 مکانیزه ارتش عراق بود، 3 خاکریز اول لشکر 3 زرهی ارتش متجاوز را به تصرف خود در آورند و به پیروزی برسند.

مهدی ورشابی با شهید تقی رضوی بسیار رفیق و دوست بود و همیشه در جبهه ها آنها را در کنار یکدیگر بودند و پس از شهادت رضوی، مهدی به جای او فرماندهی مهندسی جنگِ جهاد را بر عهده گرفت و تا آخر جنگ به یاری رزمندگان مشغول بود. 

نقش مهندس ورشابی در زمینه‌سازی نیروهای جهاد برای فتح فاو
عملیات والفجر 8 که به منظور فتح فاو در سال 1364 صورت گرفت، عملیاتی آبی-خاکی بود که با فرماندهی مشترک سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و مشارکت ارتش جمهوری اسلامی ایران طراحی و منجر به تصرف شبه جزیره فاو شد. شرح این عملیات که در نوع خود از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است در مجموعه «روزشمار جنگ ایران و عراق» ـ جلد دوم از کتاب سی و نهم ـ با عنوان «تشدید تلاش‌ها برای فتح فاو» آمده شده است که قسمت دوم آن را در ادامه می‌خوانید:
«آماده‌سازی هر منطقه برای عملیات نیاز به تلاش فراوان، به ویژه ازجنبه اقدامات مهندسی دارد. جزیره آبادان و به خصوص بخش جنوبی آن، منطقه گسترده‌ای است که باید برای اجرای عملیات بزرگ سال 1364 آماده‌سازی می‌شد.

هرچند قرار است عملیات با حمله به نیروهای ارتش عراق در غرب اروندرود و تصرف منطقه فاو اجرا شود، لازمه اجرای چنین عملیات بزرگی، آماده‌سازی منطقه شرق اروند از جنبه‌های مختلفی است. منطقه‌ای که دارای عوارض و موانع طبیعی و مصنوعی بسیاری است؛ ازجمله: رودخانه اروند؛ ساحل‌‎های باتلاقی آن؛ نهرهای متعددی که از اروندرود منشعب می‌شود؛ نخلستان‌‎های حاشیه اروند؛ زمین‌‎های باتلاقی، گلی یا بسیار مرطوب؛ و نیز حضور ساکنان محلی و حضور نیروهایی از ژاندارمری و... . منطقه‌ای با این وضعیت باید برای استقرار نیروهای عمل کننده و پشتیبانی؛ استقرار انواع سلاح‌‎های سنگین ازجمله توپ‌‎های دوربرد به تعداد بسیار؛ عبور یا استقرار انواع تجهیزات سنگین نظامی و مهندسی؛ عبور انواع خودروهای سبک و سنگین؛ استقرار سایت‌‎های دفاع هوایی و... آماده شود. آماده کردن چنین منطقه‌ای با تجهیزات و امکانات ناکافی در مدتی محدود و درعین حال رعایت کردن اصول حفاظتی برای جلوگیری از هشیاری دشمن، کاری است بسیار دشوار و در شرایط عادی نشدنی، اما برای اجرای عملیات باید این مقدمات فراهم می‌شد.

به طورکلی در این جلسه به آماده‌سازی، تعریض و ترمیم جاده‌‎هایی که از قبل وجود داشته، وضعیت پیشرفت احداث جاده‌‎های جدید، میزان پیشرفت کار احداث مواضع توپ‌ها و سلاح‌‎های سنگین، احداث پل‌‎های ضروری، آماده‌سازی و تجهیز بیمارستان‌ها، برپا کردن دکل‌‎های دیدبانی، احداث قرارگاه‌‎های فرماندهی، آماده‌سازی ساحل اروند برای پهلوگیری شناورها، چگونگی عبور دادن تجهیزات سنگین از اروندرود، تأثیر جزر و مد بر انتقال تجهیزات از اروندرود، و نیز مشکلات و کمبودهای کندکننده کارها، فراهم سازی زمینه دفاع از منطقه تصرف شده و همچنین اقدامات مهندسی در منطقه هور و تلاش‌‎هایی که برای آماده‌سازی زمینه اجرای عملیات در این منطقه می‌شود، پرداخته شد.

در ابتدای جلسه، سیدرحیم صفوی با بیان اینکه مهندسی سه کار عمده دارد: آماده‌سازی منطقه، عبور از اروند و پدافند؛ از محمد ستاری وفایی (از مسئولان مهندسی قرارگاه خاتم) خواست تا به شرح اقدامات انجام شده در شرق جاده آبادان ـ اروندکنار بپردازد. آقای وفایی و دیگر مسئولان مهندسی اقدامات انجام شده ازجمله آماده‌سازی جاده‌ها، واگذاری کمپرسی به قرارگاه نوح و تیپ‌‎های مهندسی، وضعیت جاده‌‎های احداث شده و در دست آمادگی و ایجاد مواضع توپ‌‎های دوربرد را توضیح دادند. مهدی ورشابی از مسئولان مهندسی جهاد سازندگی نیز وضعیت پیشرفت مأموریت‌‎های مهندسی واگذارشده به جهاد را شرح داد. مسئولان مهندسی با بیان اینکه برای آماده‌سازی جاده‌‎های منطقه درمجموع نیاز به 400 هزار متر مکعب شن است که باید از نقاط دوردست ازجمله رامهرمز و نقاطی که برخی حدود 300 کیلومتر با این منطقه عملیاتی فاصله دارند، به منطقه منتقل شود، خواستند تا فرماندهان از کارهای بسیاری که تاکنون شده است، بازدید کنند. حمید سلیمی از مسئولان قرارگاه مهندسی صراط نیز گفت که چهار جاده‌ای که در این منطقه به عهده ما بوده تا 20 روز دیگر تمام می‌شود.

محسن رضایی از مهدی ورشابی خواست تا نیروها و ماشین آلات زیر امرش را برای آماده‌سازی جاده نهر قاسمیه ـ که یک جاده اساسی است ـ متمرکز کند و رحیم صفوی نیز بر ضرورت ایجاد دو پل دوبه‌ای در امتداد همین جاده و احداث پد (جایگاه فرود) هلی‌‎کوپتر در جاده ماهشهر تأکید کرد.

نقش مهندس ورشابی درجاده‌ روی باتلاق
محسن رضایی می گوید: یک روز جلسه‌ای در تهران بود، ما عده‌ای از بچه‌های جهاد را به خانه خودمان دعوت کرده بودیم. آقای فروزش، آقای ورشابی، آقای حسن بیگی و آقای فارسی بودند. صحبت درباره جاده‌سازی در یک عملیات بود. من به آنها گفتم که چند شب بیشتر وقت نداریم. از طرفی هنوز سه کیلومتر از جاده مانده است اگر تأخیر داشته باشیم من شک ندارم که عملیات لو رفته و 9 ماه زحمت ما به باد می‌رود .چه‌کاری می‌توانیم انجام بدهیم. پاسخ دادند با توکل بر خدا به خط می‌رویم تا ببینیم چه کاری می‌توانیم انجام دهیم. من بلافاصله به قرارگاه رفتم. برادر فارسی نزد من آمدند و گفتند برادر محسن من مسئول شدم که این سه کیلومتر را بزنم، گفتم خب می‌توانید؟ می‌رسید؟ ایشان فرمودند ما به خدا توکل می‌کنیم و ان‌شاءالله که خواهیم توانست. چند ساعت بعد به من اطلاع دادند که 360 کمپرسی در سراسر کشور بسیج شدند و به منطقه می‌آیند. 48 ساعت بعد این 360 کمپرسی رسیدند و ظرف چند روز سه کیلومتر جاده در باتلاق که چند ماه طول می‌کشید درست شود را به فضل خدا تمام کردند.

مجروحیت مهندس ورشابی
" روز جمعه ای با مهندس طرح چی توی جهاد خوزستان نشسته بودیم ـ زورهای جمعه اهواز خیلی دلگیر بودـ غذاهای آنجا هم غذا نبود. یک روز هندوانه با کره می دادند یک روز سیب زمینی با پنیر. هر چی به طرح چی می گفتیم می گفت: اینجا جنگ است. یک روز من به ناجیان ـبعداً شهید شدـ گفتند: مگر طرح چی ارباب ما نیست؟ طرح چی می گفت:‌ارباب خود شما یید. می گفتیم نه تو اربابی و ارباب مگر نه اینکه باید به نوکرهایش یک ولیمه ای بدهد.

بالاخره این قدر گفتیم تا اینکه ما را برد بیرون داخل شهر و تنها رستورانی که باز بود رستوران نزدیک راه آهن بود. رفتیم آنجا نشستیم و خوردیم. گفتم: هفته دیگر می گوییم ناجیان ارباب ما است ـخدا رحمتش کند عجب آدم خوبی بودـ گفت: خیلی خوب خدا من را رحمت کند. حالا به شما می گویم. شنبه کرخه نور عملیات است. تو باید آنجا بروی آنجا معلوم می شود که خدا من را رحمت می‌کند یا تو را. ما رفتیم عملیات کرخه نور و عملیات شکست خورد و ما برگشتیم عقب و به آقای طرح چی گفتیم: محمد ما قصر در رفتیم حالا تو برو الله اکبر ببینمت تو چه کار می کنی. گفت حالا بهت می گویم. غروب بود که قرار شد که مهندس طرح چی و راننده اش با آقای ورشابی به سمت تپه های الله اکبر بروند.

وقتی می خواستند بروند آقای طرح چی مهر جهاد که دستش بود را که به هیچ کسی نمی داد آن را به من داد و گفت: حاجی این مهر دست تو باشد به هیچ کس آن را نمی دهی. ستاد را هم هر چه زود تر باید راه اندازی کنی. درست یک وصیت کرد منتها ما نمی فهمیدیم. همه اش می‌گفتم: چشم،‌چشم. ایشان رفت و من ساعت 12 شب بود رفتم پیش ناجیان و گفتم: محمد مهر جهاد را که به هیچ کس نمی داد چرا به من داده است. چرا تمام کارهایی را که باید در هفته آینده انجام دهیم همه را به من گفت. ایشان گفت: انشاءالله چیزی نیست اما خود نماجیان تا صبح هر وقت بیدار می شدم می دیدم بیدار نشسته است ـ علاقه شدیدی بین ناجیان و طرح چی وجود داشت ـ صبح به ناجیان گفتم: یک کاری بکنیم، هیچ خبری از محمد نیامد. رفتیم توی شهر دیدیم خیلی شلوغ است. پرسیدیم چی شده است؟ گفتند: دیشب در منطقه الله اکبر عملیات بوده و با شکست مواجه شده است.

دیگر آرام و قرار نداشتیم آمدیم که خبر آوردند راننده طرح چی ترکش خورده و در بیمارستان بستری است. به بیمارستان رفتیم و ایشان را پیدا کردیم اما به دلیل شدت جراحات قادر به صحبت کردن نبود. از هر کسی پرس و جو کردیم چیزی دستگیرمان نشد. بعد خبر آوردند که آقای ورشابی زخمی شده و در بیمارستان بستری است. سراغ ایشان رفتیم و تنها چیزی که می توانست بگوید فقط دستش را بالا می آورد و ما هم چیزی متوجه نمی شدیم که چه می گوید، قادر به صحبت کردن نبود. دیدیم شهید هم زیاد می آورند، تمام شهدا را زیر و رو کردیم خبری از محمد نبود. آمدیم دیدیم یک کانتینر هم دم در گذاشته اند که پر از شهید بود اولین شهیدی را که جا بجا کردیم صورت پاک محمد را رؤیت کردیم. پشت سرش نبود. تقریباً سینه اش هم متلاشی شدهد بود. آقای ناجیان با دیدن این پیکر چه کرد خدا می داند حتی قادر نبود روی پاهایش بایستد. از کانتینر با مکافات پیکرش را بیرون آوردیم. نحوه شهادتش را بعد از اینکه آقای ورشابی توانست حرف بزند از ایشان سؤال کردیم که گفتند: هنوز عملیات شروع نشده بود آقای طرح چی مشغول نماز مغرب و عشاء بود که گلولة مستقیم تانک آمد و به ایشان اصابت کرد.

                   
به همین مناسبت و در پی رحلت این جهادگر جانباز حاج مهدی ورشابی پیامهای تسلیتی از سوی سرلشگر سلامی فرماندهی کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، سردار کارگر رئیس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس دکتر محسن رضایی معاون اقتصادی رئیس جمهور، دکتر سید جواد ساداتی نژاد وزیر جهاد کشاورزی و سید حمزه رضوی مشاور وزیر و مدیرکل امور ایثارگران جهاد کشاورزی، فرماندهان و پیشکسوتان جهاد سازندگی صادر شده است.

مراسم گرامیداشت و یادبود این سردار جهادگر روز پنجشنبه ۱۱ آذر از ساعت ۱۶:۰۰ الی ۱۷:۳۰در مسجد جامع شهرک غرب تهران و همچنین یکشنبه ۱۴ آذر از ساعت ۱۴:۰۰ الی ۱۶:۰۰در سالن خلیج فارس موزه ملی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس تهران (با رعایت پروتکل های بهداشتی) برگزار خواهد شد.
یادش گرامی.

 
نام شما

آدرس ايميل شما