۰
تاریخ انتشار
شنبه ۲۰ شهريور ۱۴۰۰ ساعت ۱۰:۲۷
کد مطلب : ۱۶۳۴۲

روح‌الله شنبه‌ای؛ اولین فرمانده شهید دوران دفاع مقدس

شهیدی که وصیتنامه خود را دقایقی قبل از شهادتش نوشت .
روح‌الله شنبه‌ای؛ اولین فرمانده شهید دوران دفاع مقدس
به گزارش راهیان نور، شهيد شنبه اي سال 1336 در شهر ايلام و در خانواده اي مذهبي از ايل دهبالايي متولد شد و در ظهر روز پنجشنبه 20 شهريور سال 59 در حاليكه هنوز جنگ تحميلي بصورت رسمي آغاز نشده بود، در منطقه مرزي بهرام آباد از توابع شهر مهران در هنگام مقاومت در برابر تهاجم افسار گسيخته دشمن به مرزهاي كشور به شهادت رسيد.

او را اولين شهيد پاسدار سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايلام مي دانند، شهيدي كه 11 روز قبل از آغاز جنگ تحميلي در حاليكه گلوله هاي توپ 120 ميلي متري را به سمت دشمن شليك مي كرد تا پاسخي به گلوله باران دشمن بعثي دهد، با اصابت گلوله توپ به سنگرش شربت گواراي شهادت در راه خدا را نوشيد.

يكي از همرزمان اين شهيد در خاطرات خود مي گويد: صبح روز 20 شهريور سال 59 در سپاه مهران همراه ايشان بودم، باتفاق به سمت بهرام آباد رفتيم، شهيد شنبه اي گلوله هاي خمپاره 120 ميلي متري را كه همراه داشت خرج گذاري كرد و براساس گراهاي قبلي بسوي دشمن پرتاب كرد.

علي زاهد پور گفت: دشمن بشدت دهكده متروكه بهرام آباد و باغات اطراف و پاسگاه ژاندرمري را زير آتش خود داشت و با انواع سلاح هاي سنگين توپ و خمپاره اين منطقه را هدف قرار داده بود.

هر بار قسمتي از ساختماني كه در آن پناه گرفته بوديم بر سرمان فرو مي ريخت و ما ناچار جاي خود را عوض مي كرديم تبادل آتش تا ظهر ادامه داشت، براي لحظه اي از شدت آتش كاسته شد و اين فرصتي شد تا رزمندگان غسل شهادت را در جويبار كنار دهكده بجاي آورند.

شهيد شنبه اي هم مثل سايرين غسل شهادت كرد و در كنار ديواري متصل به سنگر مشغول نوشتن شد، فكر كرديم گراها را ثبت مي كند لذا توجي نكرده به خواندن نماز ظهر و عصر مشغول شديم.

ساعتي بعد آتش دشمن شدت پيدا كرد او كه اينك فارغ از خواندن نماز شده بود و مشغول تناول ناهار بود غذا خوردن را ناتمام گذاشت و به محل استقرار خمپاره 120 رفت و از من خواست ديدباني كنم.

گلوله ها را يك به يك آماده كرده به سمت هدف پرتاب مي كرد وقتي داشت گلوله چهارم را آماده مي كرد ناگهان گلوله توپ دشمن درست وسط سنگر خمپاره فرود آمد انبوهي از گرد و غبار و دود انفجار همه جا را پوشاند.

اين همرزم شهيد مي گويد: لحظاتي بعد به سوي سنگرش شتافتم، افتاده بود و سجده خون بجا مي آورد صدايش زديم، ولي لبيكش را نداي ملكوتي شهادت قبلا گفته بود ، وقتی یادداشت‌هایش را پیدا کردیم، تازه فهمیدیم مشغول ثبت گرا نبوده است.

در حين انتقال پيكر مطهرش از تكه مقوايي كه همراهش بود فهمیدیم وصيتنامه اش را دقايقي قبل از شهادتش نوشته است .

معنویت و خلوص خاصی در وصیت نامه این شهید به چشم می‌خورد.

بسم اله الرحمن الرحیم
بسم اله القاصم الجبارین

به خدا راهم را تشخیص داده‌ام و خدا را دیده‌ام و هدف و مقصد را شناخته‌ام و دشمن را نیز به عیان دیده‌ام، پس چرا بر این مرکب خوشبختی که آگاهی می‌باشد به سوی اله به پیش نتازم و قلب دشمنان حق و حقیقت را آماج گلوله‌هایم قرار ندهم و در این راه به شربت شهادت چون دیگر برادرانم نائل نگردم.
 
نام شما

آدرس ايميل شما