۰
تاریخ انتشار
پنجشنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۸ ساعت ۰۸:۰۰
کد مطلب : ۱۵۱۰۹
شهدای روحانی اهل سنت(34)

مروری بر زندگی نامه ماموستای شهید، ملا شهاب الدین حسینی

به گزارش راهیان نور، شهید ملا شهاب الدین حسینی، اول فروردین 1331 در روستای کول شهرستان دیواندره به دنیا آمد. پدرش سید سعدالدین از روحانیان مؤمن و متعهد منطقه بود. تحصیلات مقدماتی را از پدرش فرا گرفت از ده تا چهارده سالگی را در مدرسه دولتی شهرستان دیواندره تحصیل کرد. پس از آن به کول بازگشت و همراه پدرش به کشاورزی پرداخت و ضمن کار کشاورزی از دانش و معلومات پدر روحانی خویش بهره مند می شد. سید سعدالدین وقتی که فرزندش بیست و یک سالش شد درگذشت.
 
مردم روستای کول سیدشهاب الدین را که اول مبانی فقهی مذهب امام شافعی را آموخته بود بجای پدرش به امامت جمعه و جماعت خویش برگزیدند. سیدشهاب الدین به ارشاد و حمایت مردم پرداخت و آنان را از فساد و تباهی دربار و کانون های مختلف قدرت شاهنشاهی آگاه کرد و روح امید را در دلهای آنان برای برپایی حکومت اسلامی زنده کرد.
 
پس از پیروزی انقلاب اسلامی برای استقرار حکومت جمهوری اسلامی قد برافراشت با تمسک به آیات واحادیث، به مبارزه با گروهک ها پرداخت  و ذهن مردم را از تشکیک های آنان رها ساخت؛ تبلیغات گروهک ها را برای فریب مردم بی اثر ساخت.
 
کردار و گفتار سیدشهاب الدین حسینی سبب شد که گروهک ها و افراد ضد انقلاب نسبت به او کینه عمیق بورزند. او را از منزلش ربودند لیکن پس از دو ماه بر اثر فشار مردم مجبور شدند او را در قبال مبلغ هنگفتی پول آزاد کنند. شهید پس از آزادی از بند گروهک ها باز هم به مبارزه خود علیه آنان ادامه داد.  وقتی نامسلمانان منافق  عزم او را در مبارزه استوار دیدند و از از تهدیدات خود طرفی نیستند.هشتم شهریور 1363 او را دستگیر کردند به خارج از روستا بردند و با شلیک چند گلوله شهیدش کردند. مردم پس از چند ساعت پیکر پاک در خون و خاک افتاده اش را برداشتند و در مزار روستای کول به خاک سپردند. از شهید شهاب الدین یک فرزند به یادگار مانده است.
 
افکار و خصوصیات اخلاقی و اجتماعی
 
سید شهاب الدین از کودکی با قرآن کریم انس یافت، در کنار پدرش و دعا و نماز می ایستاد و به صفای دل و روح خود می پرداخت و این انس و صفا را تا پایان عمر خود حفظ کرد. مردم را به راه راست هدایت می کرد، برای جوانان کلاس های درس در مساجد دائر کرده بود و آنان را با قرآن کریم آشنا می ساخت. مردم روستای کول وقتی بر سر چیزی اختلاف می یافتند داوری منصف و محکمه ای عادل داشتند؛ با وجود سید شهاب الدین این اختلاف ها زیاد طول نمی کشید و زود پایان می یافت.
 
نسبت به کوچک و بزرگ روستا ادای احترام می کرد و مردم نیز او را عزیز و محترم می داشتند از این روی بود که وقتی در بند گروهک ها قرار داشت مردم فقدان او را سخت و ناگوار دیدند و پول های خود را جمع کردند و به منافقان دادند تا وی را آزاد کردند.
 
ملا شهاب الدین در خطبه های نماز علاوه بر توضیح و تبین مسائل دینی، مسائل سیاسی را نیز تحلیل می کرد، مردم را به تقوای الهی فرا می خواند، آنان را از محرمات برحذر می داشت و ان ها را وامی داشت که در طبیعت و مسائل آفرینش تدبیر و تعقل کنند،با بیانات زیبا و رسای خود، قیامت و صحرا ی محشر را برای مردم به تصویر می کشید. ویژگی های مؤمنان را برمی شمرد؛ آنگاه به تشریح مقاصد منافقان می پرداخت و مردم را از فریبکاری آنان پرهیز می داد.

انتهای پیام/
نام شما

آدرس ايميل شما

یادمان شهید بروجردی - جهاد رسانه‌ای شهید رهبر - روزها و ماه‌ها و سال‌ها گذشت تا به صورت کاروانی به مناطق جنگی سفر کردیم باورم نمیشد که آرزویم براورده می‌شود.
شرهانی_ جهاد رسانه ای شهید رهبر- این آه حسرت و سوز دل است که مرا می‌سوزاند؛ گاهی خیلی زود دیر می‌شود، طوری که فکر می‌کنی خواب بوده‌ای ، بساط نوکری و خادمی برچیده می‌شود و فقط حسرت است که باقی می‌ماند