۰
تاریخ انتشار
سه شنبه ۲ مرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۶:۵۸
کد مطلب : ۱۲۳۰۹
به مناسبت سالروز ولادت امام مهربانی‌ها:

کردستان و عشق بی اندازه اهل سنت به امام رضا «ع»

کردستان و عشق بی اندازه اهل سنت به امام رضا «ع»
به گزارش راهیان نور ، کنکاش و جستجو پیرامون میزان عشق و ارادت هم میهنان مسلمان و اهل سنت به ویژه برادران شافعی مذهب به ساحت قدسی اهل بیت پیامبر ــ صلوات الله علیهم اجمعین ــ از علائق دیرین حقیر بوده است. سال 91 که درجریان جشن های نورانی میلاد رضوی به خطه زیبا و پر از رمز و راز کردستان سفر کردم، آنچه را قبلا ــ در مقیاسی متفاوت از میزان اظهار ارادت مردم عزیز و خونگرم این استان پیرامون حب اهل بیت ـــ می دانستم به کناری نهادم و خود را در فضایی بسیار عمیق تر و وسیع تر از آن حدس اولیه احساس کردم. 
 
فرودگاه سنندج 
 
در فرودگاه جمعی از علمای خبیر و بصیر فقه جعفری و فقه شافعی در صفی واحد به استقبال پرچم منور رضوی و کاروان فرهنگی خدام بارگاه ملکوتی امام رئوف شتافته بودند و با بوسیدن و تبرک جستن از آن، گوشه ای از دلدادگی قاطبه مردم عزیز کرد به ساحت قدسی نور هشتم را نشان دادند. 
 
دیدار با جناب ماموستا حسام الدین مجتهدی؛ نماینده مردم استان درمجلس خبرگان رهبری و امام جمعه سنندج 
 
بعد به دیدار امام جمعه اهل سنت سنندج رفتیم. در این دیدار ضمن تشکر از محضر این عالم بزرگوار و منادی وحدت برای اختصاص وقت ویژه ای برای دیدار و تشکر از سایر علمای فقه شافعی و جعفری حاضر در جلسه با ابیاتی از جناب شافعی در مدح اهل بیت سخن را آغاز و پیرامون فلسفه این حرکت فرهنگی نکاتی بیان شد و از محضرشان خواستیم در باب جایگاه محبت اهل بیت در میان برادران اهل سنت شافعی و در منابع فقه شافعی ما را به فیض برسانند. ایشان بعد از تبیین حبۀ و ارادت اهل سنت نسبت به اهل بیت، با اشاره به کتاب نور الأبصار شیخ شبلنجی مصری، به حدیث معتبر « سلسله الذهب » و راویان آن در میان اهل سنت نیز اشاره نموده و از ابوذرعه و ابومسلم طوسی به عنوان دو نفر از ناقلان این حدیث نورانی نام بردند.
 
حضور در جمع پر شور دوستداران اهل بیت در شهر سنندج 
 
اما 4 مهرماه 1391 شهر سنندج حال و هوای دیگری داشت. اقشار مختلف مردم عزیز کُرد به خیابان ریخته بودند تا در مراسم استقبال از پرچم متبرک بارگاه ملکوتی رضوی و کاروان خدام رضوی که در قالب جشن های کشوری و بین المللی زیر سایه خورشید به این استان وارد شده بودند ، شرکت کنند. 
 
در کنار همه این زیبائی ها ، هر لحظه که به سیل جمعیت نزدیک می شدیم ، نوای دلنشین سرود « طلع البدر علینا.....» که از بلندگوها در حال پخش بود و دراویش قادریه با سماع و دف زنی و جمع خوانی آن را زمزمه می کردند، حال و هوای روز استقبال اهالی مدینه از پیامبر رحمت را در ذهن تداعی می کرد، با همان گرمی و همان شور و حال. بوی اسپند و گلاب و سلام و صلوات فضای سنندج را معطر کرده بود. 
 
کاروان از محلات و خیابانهای مختلف می گذشت و لحظه به لحظه بر ازدحام جمعیت افزوده می شد. در کنار جمع خوانی دراویش، نوای دلنشین جمع خوانی خدام بارگاه ملکوتی رضوی که سرود زیبای «سلام علی آل طه و یس ...» را زمزمه می کردند بر زیبائی و فضای معنوی، مراسم افزوده بود. این شعر که اثر ماندگاری از نورالدین عبدالرحمن جامی نقشبندی و در وصف امام رضا ــ علیه السلام ــ است با خوش سلیقگی برای این محفل انتخاب شده بود . 
 
همچنین در طول مراسم بازار خوش و بش و دیده بوسی علمای اهل سنت شافعی و علمای شیعی حاضر در مراسم گرم بود. 
 
 
به اذعان اکثر شرکت کنندگان از روز دیدار رهبر معظم انقلاب اسلامی در سال 1388 از سنندج تا امروز، این شهر چنین فضای پرشکوه و متنوعی از بزم حضور همه برادران مسلمان و علاقه مند به اسلام و اهل بیت پیامبر را تجربه نکرده بود و آن را از عنایات حضرت ابالحسن الرضا به خطه کردستان برمی شمردند. 
 
بازار صله و تقدیم هدیه فرهنگی و مدالهای رضوی به مادحان اهل بیت و ارادتمندان حضرت شمس الشموس هم گرم بود و این بر شور و عشق و بروز احساسات جمع خوانان و سایر مردم افزوده بود. 
 
کاروان سپس در میان ابراز احساسات پاک مردمی وارد مصلای نماز جمعه اهل سنت شد و در این مکان دراویش قادریه و نقشبندیه بر گرداگرد پرچم برافراشته رضوی به جمع خوانی و سماع و ابراز احساسات پرداختند. 
 
شور و حال مردمی به حدی بود که ورود و خروچ پرچم متبرک رضوی به مصلا با سختی و مشقت انجام شد. 
 
سپس کاروان رضوی با حضور در کنار ضریح جناب هاجرخاتون و در میان خیل ارادتمندان بی بی و برادر رئوفش، به اجرای برنامه و مداحی پرداختند. 
 
و مراسم استقبال مردمی در سنندج در کنار مرقد مطهر جناب بی بی هاجر خاتون به پایان رسید . 
 
بلافاصله در خیابانهای اطراف و در میان مردم به بررسی بازتاب این برنامه وحدت بخش و نورانی پرداختیم و همه اعم از زن و مرد و پیر و جوان و شافعی و امامی متفق القول آن را حرکتی لازم و وحدت بخش و سرور آفرین نامیده و آن را به نوعی یادآوری هویت و روحیه اصیل حاکم بر این خطه مبنی بر برادری و همزیستی مسالمت امیز ساکنان این دیار برمی شمردند . 
 
برنامه استقبال سنندج به قدری عظمت داشت که به نوعی تا پایان این مأموریت رضوی و بر همه برنامه های رسانه ای استانی و کشوری مربوط به جشن های دهه کرامت و میلاد رضوی، سایه انداخته بود. 
 
این برنامه نشان داد که ظرفیت اهل بیت و به ویژه امام رئوف ــ علیهم السلام ــ در تعمیق وحدت و انس و الفت اسلامی و در بین مسلمانان داخل و خارج کشور چه ظرفیت بی نظیر و لایتناهی است که البته باید به خوبی و با استمداد از محضر خود آن بزرگواران از این عنایت الهی برای تحکیم وحدت و در امن ماندن از تفرقه و تشتت بهره مند شد. 
 
دیدار و عیادت بیماران
 
برنامه بعدی عیادت از بیماران کُرد بود. در بازدید از بخشهای مختلف بیمارستان توحید و بعثت سنندج بیماران و همراهان شان با متبرک کردن خود به پرچم متبرک رضوی و دریافت نبات و نمک متبرک بارگاه رضوی از آن حضرت « غوث الهفان » استشفای خود و بیماران دیگر را طلب می کردند و در این میان استغاثه و توسل بیماران اهل سنت، حکایتی ویژه داشت. خانمی اهل سنت از رؤیای شب قبلش و دیدن این صحنه عیادت با جزئیاتش در عالم رؤیا سخن می گفت، رؤیایی که از صبح زود او را مشتاق و منتظر این لحظه و توسل به پرچم مطهر رضوی قرار داده بود. صبورانه پای صحبت و درد دلش نشستیم و سنگ صبورش ماندیم. 
 
و چندی بعد خبر مسرت بخش شفایش از آن بیماری را دریافت کردیم. 
در همه این برنامه ها اعم از استقبالهای مردمی؛ عیادت بیماران، دیدار با علما و خانواده های معظم شهدا و ایثارگران و جانبازان، بازدید از زندانها و مراکز اصلاح و تربیت ، دیدار با نخبگان حوزوی و دانشگاهی و دانش آموزان و دانشجویان و..... دریایی مواج و اقیانوسی بیکران از عشق و ارادت و احساسات پاک مردم عزیز کردستان به ویژه برادران اهل سنت شافعی به ساحت اهل بیت و به ویژه امام رئوف ــ علیه السلام ــ را از نزدیک مشاهده کردم. امید آنکه چنین سفرهای شیرینی را بیش از پیش تجربه کنم.

انتهای پیام/
نام شما

آدرس ايميل شما

یادمان شهید بروجردی - جهاد رسانه‌ای شهید رهبر - روزها و ماه‌ها و سال‌ها گذشت تا به صورت کاروانی به مناطق جنگی سفر کردیم باورم نمیشد که آرزویم براورده می‌شود.
شرهانی_ جهاد رسانه ای شهید رهبر- این آه حسرت و سوز دل است که مرا می‌سوزاند؛ گاهی خیلی زود دیر می‌شود، طوری که فکر می‌کنی خواب بوده‌ای ، بساط نوکری و خادمی برچیده می‌شود و فقط حسرت است که باقی می‌ماند