تاریخ انتشار
يکشنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۴۴
کد مطلب : ۲۰۶۰۷
پایگاه اطلاع رسانی راهیان نور کشور؛
سالگرد شهادت شهید مصطفی چمران
یادداشت؛ دبیرقرارگاه راهیان نور آجا « ناخدا یکم، سید جمال مدنی»
یادداشت ؛ دبیرقرارگاه راهیان نور آجا « ناخدا یکم،سید جمال مدنی »
زندگی نامه شهید دکتر مصطفی چمران
سخن گفتن از شهيدي با ابعاد گوناگون، از اسوهاي كه جمع اضداد بود، از آهن و اشك، از شير بیشه نبرد و عارف شبهاي قيرگون، از پدر يتيمان و دشمن سرسخت كافران بسيار سخت بلكه محال است.
سخن گفتن از شهيد دكتر مصطفي چمران، اين مرد عمل و نه مرد سخن، اين نمونه كامل هجرت، جهاد و شهادت، اين شاگرد مكتب علي(ع)، اين مالک اشتر جنوب لبنان و حمزه كربلاي خوزستان سخت و دشوار است. چرا كه حتي نميتوان يكي از ابعاد وجودي او را آنگونه كه هست، توصيف كرد و نبايست انتظار داشت كه بتوانيم تصوير كاملي در اين مختصر از او ترسيم نماییم كه مردان و رهروان راه علي (ع) و حسين (ع) را با اين كلمات مادي و معيارهاي خاكي نميشود توصيف نمود و سنجيد. در ادامه مروری گذرا و سريع، برحيات كوتاه،اما پرحادثه و سراسر تلاش، ايثار، عشق و فداكاري شهيد دكتر مصطفي چمران خواهیم داشت. پرحادثه و سراسر تلاش، ايثار، عشق و فداكاري شهيد دكتر مصطفي چمران خواهیم داشت.
تولد
دکتر مصطفی چمران در سال 1311 در تهران، خيابان پانزده خرداد، بازار آهنگرها، سرپولك متولد شد.
تحصيـلات
شهید مصطفی چمران تحصيلات خود را در مدرسه انتصاريه، نزديك پامنار، آغاز كرد و در دارالفنون و البرز دوران متوسطه را گذراند؛ در دانشكده فني دانشگاه تهران ادامه تحصيل داد و در سال 1336 در رشته الكترومكانيك فارغالتحصيل شد و یک سال به تدريس در دانشکده فني پرداخت. وي در همه دوران تحصيل شاگرد اول بود. در سال 1337 با استفاده از بورس تحصیلی شاگردان ممتاز به امريكا اعزام شد و پس از تحقيقات علمي در جمع معروفترين دانشمندان جهان در دانشگاه كاليفرنيا و معتبرترين دانشگاه امريكا، بركلي با ممتازترين درجه علمي موفق به اخذ دکترای الكترونيك و فيزيك پلاس گردید.
دکتر مصطفی چمران در خوزستان
پس از شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، دوران حماسه ساز و پر تلاش دیگری را آغاز نمود، که نمونه کامل ایثارگری و شجاعت در عین فروتنی و کار مداوم بدون سر و صدا و فقط برای خدا بود. بعد از حمله ناجوانمردانه ارتش عراق به مرزهای ایران و یورش سریع آنها به شهرها و روستاها و مردم بی دفاع، نتوانست آرام بگیرد و در همین حین به خدمت امام (ره) رسید و با اجازه امام، به همراه آقای خامنهای ، نماینده دیگر امام در شورای عالی دفاع ئ نماینده مردم تهران در مجلس، به اهواز رفت. در آنجا همیشه خود را در گرداب خطر می افکند و هراسی از مرگ نداشت. از همان بدو ورود، دست بکار شد و شب بعد از ورود، اولین حمله چیریکی را علیه تانک های دشمن که تا چند کیلومتری شهر در حال سقوط اهواز آمده بودند، آغاز کرد.
نحوه شهادت دکتر مصطفی چمران
پس از شهادت سرگرد ایرج رستمی قائم مقام ستاد جنگهای نامنظم، دکتر چمران بلافاصله سیدمحمد مقدم پور را خبر کرد تا به ستاد جنگ های نامنظم بیاید و با هم به خط دهلاویه بروند. ساعت ده صبح ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ بود که به سمت دهلاویه حرکت کردند. دکتر میخواست مقدم پور را به جای رستمی معرفی کند. دکتر چمران، تمام راه در دفترچه اش در حال یادداشت کردن بود و حتی لرزش ماشین در نوشته های باقی مانده از وی مشخص است :
«خدایا ! تو مرا با زجر و شکنجه همۀ مظلومان و محرومان آشنا کردی.
خدایا همه چیز بر من ارزانی داشتی و بر همه اش شکر کردم فکری عمیق دادی و از همه موهبات علمی به درجه اعلا برخوردارم کردی.
خدایا، تو را شکر می کنم که مرا بی نیاز کردی تا از هیچ کس و هیچ چیز انتظاری نداشته باشم ای حیات، با تو وداع می کنم .
ای پاهای من میدانم که شما چابک هستید، میدانم فداکارید. اکنون می خواهم که در این لحظات آخر آبروی من را حفظ کنید.
ای پاهای من سریع تر و تواناتر باشید.
ای دست های من ،قوی و دقیق باشید .
ای چشمان من ، تیز بین و هوشیار باشید.
ای قلب من، لحظات آخر را تحمل کن به شما قول می دهم که پس از چند لحظه، همه شما در استراحتی عمیق و ابدی آرامش بیابید دیگر شما را رنج و بی خوابی نخواهم داد و شما از خستگی فریاد نخواهید کشید.»
شهید چمـران، مقدمپـور و حـدادی به خط مقدم دهلاویه رسیدند. رزمندگان دورشان جمع شدند. به طوری که انگار یادشـان رفته بـود عراق دارد آتش روی سرشـان میریزد. دکتر با همه دست داد و رویشان را بوسید و با همان لیوان های پلاستیکی مثل بقیه رزمندگان چای خورد و جزئیات اخبار خط را از دیگران پرسید. در همین لحظه بود که آتش بالا گرفت، همه را پراکنده کرد تا تلفات زیاد نشود و خودش هم دوربین شکاری را برداشت و رفت روی دیدگاه نشست تا ببیند چه خبر شده است. چشم به دست دوخته بود که یک خمپاره کنارشان منفجر شد، اهمیتی نداد خمپاره دوم کمی نزدیک تر به زمین خورد و بلافاصله خمپارۀ سوم به زمین خورد. این بار خیلی نزدیک منفجر شد؛ درست کنار پای مقدم پور و چمران. مقدم پور همان جا شهید شد و چمران هم بر روی زمین افتاد و همه خودشان را به بالای سرش رساندند. او هنوز زنده بود. سر و صورت دکتر چمران خونین بود. خیلی سریع او را داخل آمبولانس گذاشتند و راهی بیمارستان کردند. اما راه بیمارستان برایش از راه آسمان طولانی تر شده بود. به بیمارستان سوسنگرد که رسیدند، همه چیز تمام شده بود، همه چیز.
زندگی نامه شهید دکتر مصطفی چمران
سخن گفتن از شهيدي با ابعاد گوناگون، از اسوهاي كه جمع اضداد بود، از آهن و اشك، از شير بیشه نبرد و عارف شبهاي قيرگون، از پدر يتيمان و دشمن سرسخت كافران بسيار سخت بلكه محال است.
سخن گفتن از شهيد دكتر مصطفي چمران، اين مرد عمل و نه مرد سخن، اين نمونه كامل هجرت، جهاد و شهادت، اين شاگرد مكتب علي(ع)، اين مالک اشتر جنوب لبنان و حمزه كربلاي خوزستان سخت و دشوار است. چرا كه حتي نميتوان يكي از ابعاد وجودي او را آنگونه كه هست، توصيف كرد و نبايست انتظار داشت كه بتوانيم تصوير كاملي در اين مختصر از او ترسيم نماییم كه مردان و رهروان راه علي (ع) و حسين (ع) را با اين كلمات مادي و معيارهاي خاكي نميشود توصيف نمود و سنجيد. در ادامه مروری گذرا و سريع، برحيات كوتاه،اما پرحادثه و سراسر تلاش، ايثار، عشق و فداكاري شهيد دكتر مصطفي چمران خواهیم داشت. پرحادثه و سراسر تلاش، ايثار، عشق و فداكاري شهيد دكتر مصطفي چمران خواهیم داشت.
تولد
دکتر مصطفی چمران در سال 1311 در تهران، خيابان پانزده خرداد، بازار آهنگرها، سرپولك متولد شد.
تحصيـلات
شهید مصطفی چمران تحصيلات خود را در مدرسه انتصاريه، نزديك پامنار، آغاز كرد و در دارالفنون و البرز دوران متوسطه را گذراند؛ در دانشكده فني دانشگاه تهران ادامه تحصيل داد و در سال 1336 در رشته الكترومكانيك فارغالتحصيل شد و یک سال به تدريس در دانشکده فني پرداخت. وي در همه دوران تحصيل شاگرد اول بود. در سال 1337 با استفاده از بورس تحصیلی شاگردان ممتاز به امريكا اعزام شد و پس از تحقيقات علمي در جمع معروفترين دانشمندان جهان در دانشگاه كاليفرنيا و معتبرترين دانشگاه امريكا، بركلي با ممتازترين درجه علمي موفق به اخذ دکترای الكترونيك و فيزيك پلاس گردید.
دکتر مصطفی چمران در خوزستان
پس از شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، دوران حماسه ساز و پر تلاش دیگری را آغاز نمود، که نمونه کامل ایثارگری و شجاعت در عین فروتنی و کار مداوم بدون سر و صدا و فقط برای خدا بود. بعد از حمله ناجوانمردانه ارتش عراق به مرزهای ایران و یورش سریع آنها به شهرها و روستاها و مردم بی دفاع، نتوانست آرام بگیرد و در همین حین به خدمت امام (ره) رسید و با اجازه امام، به همراه آقای خامنهای ، نماینده دیگر امام در شورای عالی دفاع ئ نماینده مردم تهران در مجلس، به اهواز رفت. در آنجا همیشه خود را در گرداب خطر می افکند و هراسی از مرگ نداشت. از همان بدو ورود، دست بکار شد و شب بعد از ورود، اولین حمله چیریکی را علیه تانک های دشمن که تا چند کیلومتری شهر در حال سقوط اهواز آمده بودند، آغاز کرد.
نحوه شهادت دکتر مصطفی چمران
پس از شهادت سرگرد ایرج رستمی قائم مقام ستاد جنگهای نامنظم، دکتر چمران بلافاصله سیدمحمد مقدم پور را خبر کرد تا به ستاد جنگ های نامنظم بیاید و با هم به خط دهلاویه بروند. ساعت ده صبح ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ بود که به سمت دهلاویه حرکت کردند. دکتر میخواست مقدم پور را به جای رستمی معرفی کند. دکتر چمران، تمام راه در دفترچه اش در حال یادداشت کردن بود و حتی لرزش ماشین در نوشته های باقی مانده از وی مشخص است :
«خدایا ! تو مرا با زجر و شکنجه همۀ مظلومان و محرومان آشنا کردی.
خدایا همه چیز بر من ارزانی داشتی و بر همه اش شکر کردم فکری عمیق دادی و از همه موهبات علمی به درجه اعلا برخوردارم کردی.
خدایا، تو را شکر می کنم که مرا بی نیاز کردی تا از هیچ کس و هیچ چیز انتظاری نداشته باشم ای حیات، با تو وداع می کنم .
ای پاهای من میدانم که شما چابک هستید، میدانم فداکارید. اکنون می خواهم که در این لحظات آخر آبروی من را حفظ کنید.
ای پاهای من سریع تر و تواناتر باشید.
ای دست های من ،قوی و دقیق باشید .
ای چشمان من ، تیز بین و هوشیار باشید.
ای قلب من، لحظات آخر را تحمل کن به شما قول می دهم که پس از چند لحظه، همه شما در استراحتی عمیق و ابدی آرامش بیابید دیگر شما را رنج و بی خوابی نخواهم داد و شما از خستگی فریاد نخواهید کشید.»
شهید چمـران، مقدمپـور و حـدادی به خط مقدم دهلاویه رسیدند. رزمندگان دورشان جمع شدند. به طوری که انگار یادشـان رفته بـود عراق دارد آتش روی سرشـان میریزد. دکتر با همه دست داد و رویشان را بوسید و با همان لیوان های پلاستیکی مثل بقیه رزمندگان چای خورد و جزئیات اخبار خط را از دیگران پرسید. در همین لحظه بود که آتش بالا گرفت، همه را پراکنده کرد تا تلفات زیاد نشود و خودش هم دوربین شکاری را برداشت و رفت روی دیدگاه نشست تا ببیند چه خبر شده است. چشم به دست دوخته بود که یک خمپاره کنارشان منفجر شد، اهمیتی نداد خمپاره دوم کمی نزدیک تر به زمین خورد و بلافاصله خمپارۀ سوم به زمین خورد. این بار خیلی نزدیک منفجر شد؛ درست کنار پای مقدم پور و چمران. مقدم پور همان جا شهید شد و چمران هم بر روی زمین افتاد و همه خودشان را به بالای سرش رساندند. او هنوز زنده بود. سر و صورت دکتر چمران خونین بود. خیلی سریع او را داخل آمبولانس گذاشتند و راهی بیمارستان کردند. اما راه بیمارستان برایش از راه آسمان طولانی تر شده بود. به بیمارستان سوسنگرد که رسیدند، همه چیز تمام شده بود، همه چیز.
شهید سرلشگر ایرج رستمی

ایرج رستمی در سال 1320 در آشخانه متولد شد
وی فرزند خانوادهای بود که عشق به اهل بیت و علمای اسلام در فضای آن خانه موج میزد. شهید رستمی دوران تحصیلی خود را با موفقیت در آشخانه طی کرد و علاوه بر آنکه در درس شاگرد نمونه بود، در عمل نیز آدمی جسور و مودب بود و در دوران تحصیل همیشه یاری رسان کوچکتر از خود بود.
وی پس از پایان دوران تحصیل مقدماتی، راهی دوره سربازی در مشهد مقدس شد و پس از اتمام دوران سربازی با توجه به جثه و توانمندی های فردی که داشت به ارتش پیوست و جهت خدمت، به نیروی هوا برد شیراز منتقل شد و همزمان با خدمت در ارتش موفق به اخذ دیپلم شد و توانست به دانشگاه افسری نیز راه پیدا کند. او دوران موفقی را در ارتش سپری کرد و در سال 1346 در شیراز ازدواج نمود. ایرج رستمی با اوج گیری انقلاب مردم به رهبری امام خمینی به انقلابیون پیوست و پس از پیروزی انقلاب و با گسترش دامنه آتش فتنه داخلی از سوی ارتش به کردستان اعزام شد و از آن جا به بعد بود که رشادت ها و مهارتهای شهید از چشمان تیزبین شهید چمران دور نماند و رستمی را به عنوان جانشین خود برگزید.
"شهید سرلشکر ایرج رستمی" سرانجام در بامداد 31 خرداد 1360 بر اثر اصابت گلوله توپ دشمن در منطقه دهلاویه به شهادت رسید. مصطفی چمران پس از شنیدن این خبر گفت: خداوند ایرج رستمی را دوست داشت و برد، اگر ما را هم دوست میداشت می برد. این سخن طول زیادی نکشید که چمران هم در همان منطقه به شهادت رسید.

یادداشتی که به خط شهید چمران برای شهید سرگرد رستمی ارسال گردیده مبین عمق علاقه مندی و انس و الفت میان ایندو و عبد صالح خداوند می باشد و در این یادداشت چنین آمده است.

از کالیفرنیا تا خوزستان با چریکیترین فرمانده نظامی ایران به روایت تصویر



شهدای شاخص منطقه دهلاویه
شهید دکترمصطفی چمران شهید سرلشکر ایرج رستمی

شهید سرلشکر فردین اسدخواه شهید سرلشکرامیرحمید امیرجلالی

شهید سرهنگ2 سعید رضا زینلی شهید سرلشکر هوشنگ امیرشکاری











