ستاد مرکزی راهیان نور کشور 7 تير 1400 ساعت 10:05 http://www.rahianenoor.com/fa/news/16289/شهید-بهشتی-شناسنامه-انقلاب-اسلامی -------------------------------------------------- عنوان : شهید بهشتی شناسنامه انقلاب اسلامی -------------------------------------------------- تهران-راهیان نور- پیش‌ از انقلاب، مبارز بود و پس‌از انقلاب رئیس دیوان عالی کشور، نایب‌رئیس مجلس خبرگان قانون اساسی، دبیرکل حزب جمهوری اسلامی بود و نویسنده و روشنفکر و سخنران هم بود. ولی کسانی که او را می‌شناختند به این‌ها نمی‌شناختند؛به خودش و صفای باطنش و فضایل اخلاقی‌ و زیبایی‌های رفتارش اش می‌شناختند متن : به گزارش راهیان نور، آیت الله دکترسید محمد حسینی بهشتی از یاران وفادار وفداکار امام خمینی( ره) و از چهره های درخشان انقلاب اسلامی بود که از آغاز نهضت اسلامی در میدان مبارزه، حضوری فعال داشت. آن بزرگوار علاوه براجتهاد درفقه، تفسیر و فلسفه صاحب نظر بود پس از پیروزی انقلاب، عضویت در شورای انقلاب و سپس عالی ترین مقام قضایی کشور را عهده دارشد. وی به عنوان یکی از رهبران فکری انقلاب همواره مورد خشم استکبار جهانی بود تا این که در شامگاه هفتم تیر 1360 به دست عمال آمریکا منافقین کور دل به همراه 72 تن از یاران و دلسوزان به فوز شهادت نائل آمد. جهت ارج نهادن به مقام والای قضاء و قضاوت و تکریم از مقام شامخ شهید مظلوم آیت الله دکتربهشتی (رئیس دیوان عالی کشور) و یاران وفادارش هفته اول تیرماه به عنوان هفته قوه قضائیه نامگذاری شده است. قوه قضائیه قوه ای است مستقل که پشتیبان حقوق فردی واجتماعی و مسئول تحقق بخشیدن به عدالت است. سیدمحمد حسینی بهشتی پیش از انقلاب، مبارز بود و سروکارش با ساواک بود و پس از انقلاب رئیس دیوان عالی کشور بود و نایب رئیس مجلس خبرگان قانون اساسی بود و دبیرکل حزب جمهوری اسلامی بود و نویسنده و روشنفکر و سخنران هم بود. ولی کسانی که او را می شناختند به این ها نمی شناختند؛ به خودش و صفای باطنش و فضایل اخلاقی اش و زیبایی های رفتارش می شناختند و برایشان آقای بهشتی، فلان مقام و شخصیت انقلاب نبود؛ همان آقای بهشتی بود. حالا این آدم باصفا و خوش سخن و اندیشمند و اهل منطق و اهل گفت و گو، دشمن هم داشت؟ اندازه ریگ بیابان و چه دشمنانی هم. معلوم است دشمن زیاد دارد مردی که چنین بگوید: در زمینه حق، گذشت نکنید. چون این فقط خیانت به یک مورد معین نیست. این ضعیف شدن روح حقیقت جویى و حق پرستى در جامعه است و جامعه را تاریک می کند و نمى گذارد چهره حق درخشندگى و گیرایی و جذابیت خود را داشته باشد. البتهخودش با این دشمنی ها مشکلی نداشت و می گفت: هر کسی خط دارد، دشمن دارد ولی دشمنانش با او خیلی مشکل داشتند و چه بسیار ناروا و دروغ به او نسبت دادند و دروغ هم که هر چه بزرگ تر، بهتر و آن قدر از او بد گفتند و برایش شایعه درست کردند که امام (ره) دیگر دلش سوخت به حال یار باوفایش و او را مظلوم نامید؛ آقای بهشتی در این مملکت مظلوم زیست. همه عمرش را مبارزه کرد و بر باطل تیغ کشید و تکلیفش را هم با خودش و با همه روشن کرده بود: من، ذره ای در عمرم از مرگ نترسیدم و تعجب می کنم که یک مسلمانی از مرگ بترسد. حالا چنین آدمی درباره عشق چه گفته باشد خوب است؟ این که بهشتی مظلوم بود، خیلی ها نمی دانند ولی کار به جایی رسیده بود که مرگ بر بهشتی هم می گفتند و امام (ره) نیز یک بار فرمود که چرا دلش می سوخت برای بهشتی: ایشان را من بیست سال بیش تر می شناختم. مراتب فضل ایشان و مراتب تفکر ایشان و مراتب تعهد ایشان بر من معلوم بود. و آن چه که من راجع به ایشان متأثر هستم، شهادت ایشان در مقابل او ناچیز است و آن مظلومیت ایشان در این کشور بود. مخالفین انقلاب، افرادی [را] که بیشتر متعهدند، مؤثرتر در انقلاب اند، آن ها را بیشتر مورد هدف قرار داده اند. ایشان مورد هدف اجانب و وابستگان به آن ها در طول زندگی بود. تهمت ها؛ تهمت های ناگوار به ایشان می زدند!... برخلاف آن چه این بی انصاف ها در سرتاسر کشور تبلیغ کردند و مرگ بر بهشتی گفتند، من او را یک فرد متعهد، مجتهد، متدین، علاقه مند به ملت، علاقه مند به اسلام و به دردبخور برای جامعه خودمان می دانستم. و شما گمان نکنید که این آقایان که وارد شدند در این شغل های دولتی، این ها یک اشخاصی بودند یا هستند که راهی برای استفاده جز این مقام ندارند؛ این ها هرکدام اشخاص متعهدی بودند که در پیش مردم مقام داشتند، در پیش روحانیت مقام بزرگ داشتند، و این طور نبود که واخورده باشند که بخواهند بیایند این جا انحصارطلب باشند. دلسوزی امام (ره) فقط همین نبود؛ این آقای بهشتی مسلمان، متعهد، مجتهد، این چه کرده بود که تو تاکسی می نشستی، می دیدی که دو نفر آدم به هم می رسند یک حرفشان فحش به اوست؟! تو اجتماعات، یک دست های مرگ بر کی... خوب، شما ببینید چه ظلمی [بود] به یک همچو موجود فعالی، که مثل یک ملت بود برای این ملت ما. بهشتی به همراه گروهی از مسئولان دولتی و نمایندگان مجلس در واقعه انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی به شهادت رسید زندگی به عشق است! در برابر این دشمنی ها و تهمت ها، بهشتی چه کرد؟ صبر. و خدا هم که صابران را دوست دارد و برای خدا هیچ کار، کاری ندارد؛ خرجش چند تا منافق بود و ۲ تا بمب بزرگ که مثل دروغ و تهمت و نفرت هر چه بزرگ تر، بهتر. ۷ تیر ۱۳۶۰ جانش را و قلب صبورش را و زبان حق گو را و سر و دست و پا را، همه را تقدیم کرد به خدا، در راه خدا و جَست و رَست. پیش از آن اما تا توانست روشنگری کرد و دعوت کرد و باطل را از حق جدا کرد و سخن گفت و راز گفت و با جان ها و دل ها گفت. درباره عشق هم گفت و چه حرف هایی که هنوز هم جوان ترها گوش می کنند و در فضای مجازی برای هم می فرستند و به اشتراک می گذارند؛ عاشق شوید، برادرها و خواهرها عاشق شوید، زندگی به عشق است. عقل به آدم زندگی نمی دهد. عقل به آدم حساب می دهد چه جور بهتر بخورد، چه جور بهتر بخوابد، چه جور بهتر پلاسیده شود، چه جور بهتر دل مرده باشد. عشق است که در درون انسان آتش زندگی و شعله زندگی را برمی فروزاند. مسلمان عاشق است، عاشق خداست، عاشق حق است، عاشق عدل است. عاشق انسان شدن است. عاشق ملکوت است و دنیا با همه زیبندگی ها و فریبندگی ها برایش صرفاً میدان ساخته شدن و ره پیمودن به سوی آن معبود و معشوق جاودان است.