۰
تاریخ انتشار
يکشنبه ۲۳ دی ۱۳۹۷ ساعت ۰۸:۳۱
کد مطلب : ۱۳۰۸۰
روایتگری:

سوغاتی یک نیروی اطلاعاتی از عملیات کربلای پنج

سوغاتی یک نیروی اطلاعاتی از عملیات کربلای پنج
به گزارش راهیان نور، شاید به جرات به توان گفت که در طول 8 سال دفاع مقدس، عملیات کربلای 5 مصاف همه اردوگاه کفر و نفاق با کسانی بود که آمده بودند همه ایثار و خودگذشتگی در راه دین را به نمایش بگذارند و نام بی بی حضرت زهرا (س)کلید پیروزی بود.

یکی از گره های عملیات کربلای 5 که به فاصله 15 روز از عملیات کربلای 4 اتفاق افتاد، مسئله شناسایی مواضع دشمن در منطقه شلمچه بود. از یک طرف فرصت کوتاه و هوشیاری دشمن و از طرف دیگر سدی از موانع مقابل خط اول دشمن، خط شلمچه را به دژ شلمچه مبدل کرده بود. و گذشتن از این دژ و نفوذ در خط دشمن برای شناسایی جزو محالات بود.

لشگر 10سیدالشهداء(ع) ماموریت شکستن دژ شلمچه و حمله به دشمن در پنج ضلعی تا جاده شلمچه بصره را پذیرفته بود و بچه های اطلاعات عملیات و تخریب برای شناسایی مواضع دشمن همه توان خود را به کار بسته بودند. اما به علت حجم بالای سیم خاردار و میادین مین و بشکه های فوگاز و آبگرفتگی وسیع منطقه تا 3 روز مانده به عملیات هنوز تیمی نتوانسته بود به دژ شلمچه نفوذ کند. لذا فرماندهان ارشد جنگ نگران این موضوع بودند.

تا اینکه اتفاقی افتاد و همه را حیرت زده کرد. خبر رسید که جانشین متواضع اطلاعات عملیات لشگر ده سیدالشهداء(ع)؛ شهید حاج غلامرضا کیانپور، به تنهایی از دژ شلمچه عبور کرده و مواضع دشمن را شناسایی نموده.

باور این موضوع برای همه، خصوصا فرماندهان جنگ سنگین بود و همه دنبال این بودند که شنیده ها را از زبان خود حاج غلام بشنوند.


عکس هوایی منطقه عملیاتی لشگرده سیدالشهداء(ع) در کربلای 5


برادر حاج محسن سوهانی که مسوول محور لشگر10 در عملیات کربلای 5 بود این گونه نقل کرد :
در جلسه طرح مانور عملیات کربلای5، که در آن جلسه فقط فرمانده گردان‌ها حضور داشتند در مورد کیفت مواضع و موانع دشمن در دژ شلمچه بحث شد و فرمانده لشگر برادر فضلی به جزییات دقیق استحکامات و موانع دشمن در آبگرفتگی و دژ شلمچه اشاره کرد و همه فرماندهان با اشتیاق گوش می‌کردند، تا اینکه شهید سید محمد زینال الحسینی فرمانده گردان تخریب صحبت های آقای فضلی رو قطع کرد و با عصبانیت گفت: اینها همه کذب محض است. مگر می‌شود در این دژ نفوذ کرد و یا اینکه نیرو از این موانع عبور داد؛ چه کسی از موانع رد شده؟

این کلام شهید زینال الحسینی با توجه به شناختی که فرماندهان از سوابق و دلاوری و نترسی ایشان داشتن فضای جلسه را به هم ریخت. سید می‌گفت وظیفه بچه های تخریب است که از موانع عبور کنند و اطلاعات موانع دشمن را گزارش کنند، در حالی که من می‌دانم کسی یک چنین جسارتی ندارد!

کار به اینجا که کشید یک لحظه همه ساکت شدند و شهید حاج غلام کیانپور با صدای بلند به طوری‌که همه متوجه شوند گفت: بنده خودم از موانع و مواضع دشمن عبور کردم و پشت دژ را شناسایی کردم و بچه های تخریب باید آمادگی لازم برای عبور از موانع رو داشته باشند.

نظرها همه به سمت حاج غلام برگشت. حاج غلام اصلاً  در عمرش نگفته بود  «من رفتم»، می‌گفت «بچه‌ها رفتند». اینجا حاج غلام برای اینکه همه فرماندهان رو از نگرانی بیرون بیاره، گفت من خودم رفتم. در حالی که تمام دست و صورتش زخمی بود.

 
از سمت چپ: شهید زینال الحسینی، شهید کیانپور، شهید نوروزی
 
حکایت حاج غلام به اینجا ختم نشد و یک شاه کار دیگر هم رو کرد و آن این بود که گفت برای اینکه باور کنید، مقداری از خاک دژ شلمچه را هم داخل یک نایلون با خودم آوردم.
شهید حاج غلام و شهید سید محمد در حقیقت دو روح در یک پیکر بودند و شهید سید محمد سابقه حاج غلام رو داشت . او می‌دانست که زمستان سال قبل این حاج غلام بود که از اروند گذشت و به تنهایی از موانع ساحل جزیره  ام الرصاص رد شد و خود را به پشت مواضع دشمن رساند و کار شناسایی عملیات والفجر8 را تمام کرد.

او می‌خواست با این اعتراض به همه بفهمونه که مرد این میدان فقط حاج غلام کیانپور است و بس. باید جوانمردی و دلاوری این سردار مومن و متوکل به ثبت می‌رسید و گرنه محال بود حاج غلام لو بده که من از دژ شلمچه گذشتم. شهادت حاج غلام در کربلای 5 پشت شهید زینال الحسینی رو شکست....
شهید حاج غلامرضا کیانپور جانشین اطلاعات عملیات لشگرده سیدالشهداء(ع) با این شناسایی قفل دژ شلمچه را گشود و خدا زود مزد او را داد.

روز 19 دیماه سال 65 بود، گردان‌های لشگر10سیدالشهداء(ع) بعد از شکستن دژ شلمچه و تصرف منطقه 5 ضلعی نزدیک اذان ظهر به پشت کانال 7 پل رسیدند و همه مهیا بودند برای حمله به نونی اول، که در کنار جاده شلمچه بصره قرار داشت.

اینجا اتفاقی افتاد، فرماندهان مزد حمله به سخترین موضع دشمن در شلمچه را از فرماندهان جنگ طلب کردند. همه قول دیدار با امام را می‌خواستند و پشت بی سیم ها منتظر تا امامشان آنها را بپذیرد.

تا اینکه مژده رسید که امام عزیز، رزمندگان لشگرده سیدالشهداء(ع) را به حضور پذیرفته است. این خبر به همه گردانها رسید و موقع صلاه ظهر هجوم رزمندگان لشگر10برای فتح نونی اول آغاز شد.

شهید حاج غلام پیشتاز این معرکه بود . دوشکای دشمن حرکت بچه ها را کند کرده بود و هر لحظه تلفات رو بالا می‌برد. تا اینکه حاج غلام سینه از خاک بلند کرد و به سمت تیربار دشمن خیز برداشت. همه دیدند آتش دشمن خاموش شد و حاج غلام هم غرق خون روی زمین افتاد.

روح شهید کیانپور در حالی‌که نام بی بی دو عالم حضرت زهرا (س) را بر زبان داشت از کربلای شلمچه پرکشید و جسم او در گلزار شهدای امام زاده محمد کرج مهمان خاک شد.

راوی: جعفر طهماسبی

انتهای پیام/
نام شما

آدرس ايميل شما

اینجا یک جاده هست. فقط یک جاده اصلی! مشابه این جاده توی شهرها هم هست. منتهی فرعی زیاد دارد.