۰
تاریخ انتشار
يکشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۷:۴۶
کد مطلب : ۱۲۶۲۷
لباس خاکی ها ( 10)؛

جبهه امروز پاسداری از خون شهدا است/ حضور در قدمگاه شهیدان، فرصتی متفاوت؟!

به گزارش راهیان نور؛ «لباس خاکی ها» حکایت عاشقی خادمین شهدایی است که در عصر غربت پلاک و چفیه، به سرزمین لاله هایی کوچ کرده اند که آنها را ندیده اند بلکه فقط قصه آنها را بارها و بار ها شنیده اند.

فرسنگ ها آمده اند تا خود را به بهشتی برسانند که روزگاری مردمانی چون کوه استوار در راه حفط اسلام، وطن و ناموس از مهم ترین مطاع خود، جان، گذشته اند و امروز آرزویشان را اینگونه بیان می کنند که؛ ای کاش روزها را با آنها بوده و شبهایم را با این آیه های زندگی سپری می کردم.

و امروز آنها روایت عاشقی خود را برای ما اینگونه شرح می دهند که سبک زندگی شهدای ما برترین الگوی سبک زندگی است، اگر زندگی‌مان حال و هوای شهدایی داشته باشد همچنان در این دنیای مادی برای زیستن، برای حیات، برای پیشرفت و سعادت حرف خواهیم داشت.

آنچه را که در ادامه می خوانید گفتگویی صمیمی است با یکی از همین لباس خاکی ها در یادمان شهدای گمنام زریوار ...


لطفا خودتون معرفی کنید،چند ساله خادم الشهدا هستید؟

امید فلاحی هستم اعزامی از شهرستان قروه- توابع استان کردستان ، بنده امسال برای اولین بار است که در کسوت خادم الشهدا نائل گشتم و این راه را برای خدمت صادقانه و خالصانه بدون هیچ چشم داشتی انتخاب کرده‌ام. 



علت حضور شما در جمع خادمین شهدا چیست؟

در اوایل انقلاب کسانی بودند که در مقابل استکبار جهانی و دفاع از خاک و مهین جانشان را فدای اسلام کرده اند. جنگ همان جنگ است اما جبهه ها متفاوت است و جبهه امروز ما خدمت به شهدا و پاسداری از خون شهدا است که وظیفه عقلی و شرعی خود میدانم و از همین مکان به همه جوانان هم وطنم می‌گویم هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله....

چه درس هایی از دوران خادمین شهدا گرفته اید؟

در همین سنگر ها،قدمگاه شهیدان ما درس های بسیاری نهفته است برای مثال خودگذشتگی، غیرت، فداکاری، ایثار و ... که امید آن دارم تا آخر عمر برایم بماند.

انتهای پیام/

یادمان شهدای گمنام زریوار
خبرنگار جهاد رسانه ای شهید رهبر/محمدغلامی


 
نام شما

آدرس ايميل شما

از حججی ها می آموزیم عاشقانه زیستن را دلتنگ که می شوم از کوچه ی عشق عبور می کنم سلام بر چشم های منتظر مادر مادری از جنس پسری بی سر به خود می نگرم و گم می شوم در خود همچون عاشقی که نداند محبوبش.... که نداند محبوبش هوای او را به سر دارد یا نه....