۰
تاریخ انتشار
دوشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۶:۱۰
کد مطلب : ۱۲۴۹۳
شهدای روحانی اهل سنت(۱۷):

با پشتکار ؛ ناممکن ها را ممکن ساخت

مختصری از زندگینامه شهید ملا رحمان صدری
با پشتکار ؛ ناممکن ها را ممکن ساخت
به گزارش راهیان نور؛ شهید ملا رحمان صدری ، سال 1317 در روستای گلین شهرستان سنندج به دنیا آمد. پدرش محمد شریف نام داشت که در گلین کشاورزی می کرد و تا ده سالگی رحمان زنده بود پس از آن فوت کرد و مقداری از بار زندگی بر دوش رحمان ده ساله قرار گرفت .
 
رحمان ضمن کار و تلاش معیشت ، به صورت سنتی به کسب علوم دینی پرداخت، بعد از آن که ازدواج کرد و زندگی اش سامانی گرفت نزد ماموستا سید عبد القادر سجادی در روستای گلین به تحصیل علوم دینی پرداخت پس از آن، در روستای تور یور و آویهنگ به تحصیل ادامه داد .
 
هم زمان با اوج گیری تظاهرات مردمی علیه رژیم شاه، رحمان صدری نیز به جمع مردم پیوست و با شرکت در تظاهرات و پخش اعلامیه های امام خمینی مراتب انزجار خود را نسبت به رژیم پهلوی ابراز داشت، پس از پیروزی انقلاب اسلامی به جمع سربازان اسلام پیوست و به مقابله با عناصر ضد انقلاب و فتنه های گروهک ها در کردستان پرداخت.
 
از سال 1361به عضویت بسیج در آمد و به صف مجاهدان پیوست و با حضور در جبهه های نبرد حق علیه باطل فداکاری ها کرد. بیست و نهم تیر ماه 1369در عملیاتی که علیه نیروهای ضد انقلاب اطراف روستای گلین جریان داشت. رحمان صدری شجاعانه جنگید و عاقبت شربت شهادت نوشید، پیکر پاکش در مزار روستای گلین مدفون است. از شهید صدری هفت فرزند به یادگار مانده است .
 
افکار و خصوصیات اخلاقی و اجتماعی
 
شهید صدری از زمره انسان هایی بود که با پشتکار و امید خویش ناممکن ها را ممکن ساخت. او در عین اینکه کار و تلاش می کرد تا روزی خانواده اش را به دست آورد به طلب علم پرداخت و دمی از آموختن فارغ نگشت.
 
همسر و فرزندان و نزدیکانش را به انجام فرائض دینی و حمایت و دفاع از حکومت اسلامی توصیه می کرد. مهربان و خوشرو بود؛ دست نوازش بر سر یتیمان می کشید؛ از درد آنان آگاه بود زیرا خودش درد یتیمی را چشیده بود.
 
شهید صدری سال ها در جبهه به نبرد مشغول بود لیکن تقدیر چنان بود که عاقبت در نزدیک خانه اش به شهادت برسد، آن هم به دست دشمنان داخلی که فریب خوردگان اجنبی بودند گویی می دانست که زمان شهادتش فرا رسیده است؛ زیرا زمانی که از خانه خارج می شد آخرین سفارش به فرزندانش این بود: «فرزندان من مبادا روزی به خون های گران بهای شهدای مظلوم کم لطفی کنید شما باید حافظ آن خون ها باشید!».

انتهای پیام/
نام شما

آدرس ايميل شما

از حججی ها می آموزیم عاشقانه زیستن را دلتنگ که می شوم از کوچه ی عشق عبور می کنم سلام بر چشم های منتظر مادر مادری از جنس پسری بی سر به خود می نگرم و گم می شوم در خود همچون عاشقی که نداند محبوبش.... که نداند محبوبش هوای او را به سر دارد یا نه....