۰
تاریخ انتشار
پنجشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۶:۵۲
کد مطلب : ۱۲۴۳۲
بامسیح کردستان(10):

شهید بروجردی مصداق « اشداء علي الكفار و رحماء بينهم» بود

شهید بروجردی مصداق « اشداء علي الكفار و رحماء بينهم» بود
 
به گزارش راهیان نور، سردار سرلشگر پاسدار رحیم صفوی مشاور عالي فرماندهي معظم كل قوا در رابطه با خاطرات خود از شهید بروجردی چنین نقل می‌کنند:

این شهید بزرگوار مصداق آيه شريفه “اشداء علي الكفار و رحماء بينهم” بود، در مقابل دشمنان خدا دشمني با صلابت بود و در مقابل دوستان خدا و ملت و مستضعفين بسيار فروتن و خاضع بود، او فرمانده اي مؤمن و متقي و سربازي عاشق و فداكار بود،  در طول ساليان درازي كه با اين بزرگوار محشور بوديم هميشه همين خصوصيات را در او زنده و باقي مي ديديم، شهيد بروجردي يك اسوه حسنه براي جوانان كشور ماست.

شهيد بروجردي مبارزه سياسي را قبل از انقلاب شروع كرد و در زمره مبارزاني بود كه در خط امام و روحانيت عمل مي كردند، مبارزي بود كه قبل از هر گونه عملياتي اذن ولايت و روحانيت را مي گرفت و با اجازه شرعي دست به عمليات مي زد، انساني بسيار زجركشيده بود،زندان كشيده اي فراري از ايران و انساني بسيار مجاهد ز برود مي گفتند حق ندارد از شهر بگذرد.

 اين ها نيروهاي سركوبگر جمهوري اسلامي و خشونت طلب و مستبد (و همين حرف هايي كه الان بعضي ها مي زنند) هستند و نبايد از داخل شهر عبور كنند. سربازها مجبور بودند اسلحه هاي شان را داخل جعبه در كاميون بگذارند و از جاده كمربندي شهر سنندج عبور كنند.

يگان مزبور همين كار را كردند و وقتي كه خواستند از جاده كمربندي شهر سنندج عبور كنند از بالاي ساختمان هاي بلند با آر پي جي و تيربار مورد هجوم قرار گرفتند. سربازان و درجه داران بي گناه اين يگان قتل عام شدند،اكثر آن ها را يا شهادت رساندند يا به اسارت گرفتند؛ يعني اين قدر فريب خدعه و نامردي و خبائث در وجود ضد انقلاب بود.

شهرها در اختيار ضد انقلاب قرار داشت، هيچ حاكميتي نبود، هيچ دستگاه كشوري وجود نداشت، بچه هاي جهاد سازندگي را مي گرفتند و از پوست سرشان كلاه دو گوش درست مي كردند؛ مي دانيد يعني چه؟ يعني پوست سرشان را مي شكافتند و مي كشيدند روي دو تا گوش شان.

اين هايي كه براي شما مي گويم داستان نيست، اين صحنه ها را خود بنده در كردستان شاهد بودم، اين پستي و رذالت دشمنان خلق و ملت و حتي به جرأت مي گويم دشمنانِ مردم كردستان بود. آن وقتي كه در شوراي انقلاب كساني ـ كه من نمي خواهم اسم ببرم ـ گفتند ديگر راهي نيست و بايد خود مختاري به آن ها بدهيم اين فرياد شهيد آيت الله دكتر بهشتي و فرياد شهيد آيت الله مطهري بود كه: “نيروهاي انقلاب مي روند و اين مناطق را آزاد مي كنند” و فرمان امام صادر شد. سپاه و بسيج عازم كردستان گرديدند.

بنده هم كه در آن زمان فرمانده عمليات سپاه پاسداران اصفهان بودم با حدود سيصد نفر پاسدار جوان به وسيله هواپيما از اصفهان به سمت سنندج رفتيم. وضع خيلي بد بود. ما در بدو ورودمان به فرودگاه سنندج با خمپاره هاي 120 ميليمتري كه ضد انقلاب به فرودگاه مي زد رو به رو شديم.

هواپيما بدون آن كه موتورش را خاموش كند حركت كرد. ما شب تا صبح زير خمپاره ضد انقلاب بوديم. غذا نداشتيم چرا كه بايستي از كرمانشاه با هلي كوپتر آرد مي آوردند. در آن فرودگاه بچه هايي كه بلد بودند نان درست كنند آردها را روي صفحه هايي مخصوص تبديل به نان مي كردند. سنندج كاملاً در اختيار دشمن بود؛ به غير از پادگان لشكر 28 ستاد لشكر 28 كردستان و فرودگاه، مدت 23 شبانه روز ما جنگي سخت و برخورد قاطع با ضد انقلاب داشتيم تا ضد انقلاب را از سنندج بيرون كرديم.

بعد هم يكي پس از ديگري شهرهاي كردستان آزاد شد، آن زمان فرمانده سپاه غرب كشور شهيد بروجردي عزيز بود،صلابت اين بزرگوار و طمأنينه و عرفان اين شهيد زبانزد بود. روزها با دشمن مي جنگيد و شب ها مي آمد در محلي كه محل بازداشت ضد انقلاب كمونيست و ماركسيست بود با اين ها بحث ايدئولوژيك مي كرد.

باور كنيد بسياري از اين آدم هايي كه تفكر ماركسيستي داشتند در زندان بريدند و توبه كردند،شهيد بروجردي با يك منش عميق سياسي با آن ها بحث مي كرد و متقاعدشان مي ساخت كه اين قدر كه دم از خلق كرد مي زنيد خود شما بيشترين ديكتاتوري را سر مردم كردستان آورده ايد. شهيد بروجردي بسيار انسان با فكر و سليم و حليم و خوش برخورد پركار و كم خواب بود.

شهيد بروجردي يك نقش اساسي در آزادي مناطق شمال غرب كشور داشت و اگر امثال اين بزرگواران نبودند شايد با يك خود مختاري و تجزيه طلبي در كردستان رو به رو مي شديم، آزادي مردم كردستان مديون شهيداني همچون شهيد بروجردي هاست.

ما بيش از يك متدين اهل تعبد ولايت مدار بايستي تحت عنوان انساني كه روحيه مردمي و بسيجي داشت نام ببريم يعني به عنوان الگوي يك فرمانده و مدير نظام اسلامي در خدمت به مردم و كشور، شهيد بروجردي انساني بود كه در ابعاد مختلف خودش را ساخته بود و الگوي خوبي براي جوانان ماست، جوانان ما به زندگي و منش و اخلاق ايشان افتخار مي ورزند. امروز سپاه پاسداران كه يك جمعيت چندصد هزار نفري است به همه اين شهيدان افتخار مي كند و در راه و آرمان اين شهيدان مستقيم ايستاده است.

پس از عمليات موفق آميز بستان برنامه آزادسازي منطقه وسيعي را از عين خوش تا غرب رودخانه كرخه طرح ريزي كرده بوديم اما از همان ابتداي طرح، با كمبود يگان عملياتي مواجه شديم. هر چقدر برآورد مي كرديم و آن فلش هاي عملياتي را مي كشيديم باز هم با كمبود يگان مواجه بوديم.

در سفري كه با برادر رضايي به كرمانشاه رفتيم در قرارگاه با برادر محمد بروجردي طي جلسه اي مشكل خود را مطرح كرديم و پيشنهاد كرديم كه مقداري از استعداد يگان عملياتي مستقر در غرب را به جنوب ببريم.

عده اي از فرماندهان با اين امر مخالفت شديدي نمودند اما برادر بروجردي آرام و مطمئن پس از قدري تأمل گفت:
 جنگ تكليف است؛ امام فرموده اند كه جنگ امري واجب است. من خودم پا مي شم و ميام شايد كارا به خوبي انجام شود.

برادر بروجردي مجموعه اي از فرماندهان بزرگ غرب از جمله حاج احمد متوسليان - حاج همت و عباس كريمي را كه رضوان الهي شامل همه شان باد با خود به جنوب آورد و در حقيقت تيپ 27 محمد رسول الله را كه بعداً به لشكر 27 مبدل شد سازماندهي كرد و در عمليات پيروزمند فتح المبين شركت نمود.

حضور ايشان در جنوب با بركاتي همراه بود. ضمن تأثير مستقيم ايشان در فتوحات عملياتي سنگ بناي تأسيس لشكر 27 محمد رسول الله نيز به دست ايشان در همان زمان گذاشته شد.
 
انتهای پیام/

 
نام شما

آدرس ايميل شما

یادمان شهید بروجردی - جهاد رسانه‌ای شهید رهبر - روزها و ماه‌ها و سال‌ها گذشت تا به صورت کاروانی به مناطق جنگی سفر کردیم باورم نمیشد که آرزویم براورده می‌شود.
شرهانی_ جهاد رسانه ای شهید رهبر- این آه حسرت و سوز دل است که مرا می‌سوزاند؛ گاهی خیلی زود دیر می‌شود، طوری که فکر می‌کنی خواب بوده‌ای ، بساط نوکری و خادمی برچیده می‌شود و فقط حسرت است که باقی می‌ماند