۰
تاریخ انتشار
چهارشنبه ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۵ ساعت ۰۹:۰۸
کد مطلب : ۷۱۷۷
روایت سیره شهدا

سلام

شهید حمید رضا نوبخت
سلام
دوست نداشت او را فرمانده صدا بزنند . می گفت : من همان دوست شما هستم. در سلام گفتن از همه پیشی می گرفت. به زیر دستان عنایت خاصی داشت . با این که بارها مجروح شده بود ، ولی مغرور نمی شد ، تکه کلامش این بود : خدا قبول کنه

تا آخرین ایثار– ص 89

► دانلود (نمایش در تلفن همراه)
نام شما

آدرس ايميل شما

سلام بر ترکش های به جا مانده بر ساختمان های دلشکسته ی ابوذر که با بغضی در گلو خاطرات خنده بسیجیان عاشقش را مرور می کند!
اردوگاه راهیان نور شهید مسعودیان- جهاد رسانه ای شهید رهبر- انسانی آسمانی از جنس فرشتگان.
یادمان شهدای هویزه- جهاد رسانه شهید رهبر- وقتی به راه افتادم،گروهک ها در مسیر بودند و با پرتاب نارنجک یک به یک کشته شدند، من هم از ترکش های نارنجک بی نصیب نماندم. پا و صورتم مجروح شد و گویا خون در بدنم جریان نداشت ، کفشم پر از خون شده بود.