۱
۰
تاریخ انتشار
شنبه ۳ خرداد ۱۳۹۳ ساعت ۱۱:۵۳
کد مطلب : ۳۰۴۶

چرا به دروغ گفتی مریضم؟

چرا به دروغ گفتی مریضم؟
اومد و بهم گفت: میشه ساعت 4 صبح بیدارم کنی تا داروهام رو بخورم؟ ساعت 4 صبح بیدارش کردم، تشکر کرد و بلند شد از سنگر رفت بیرون بیست الی بیست و پنج دقیقه گذشت، اما نیومد. نگرانش شدم رفتم دنبالش و دیدم یه قبر کنده و توش نماز شب می خونه و زار زار گریه می کنه بهش گفتم: مرد حسابی تو که منو نصف جون کردی می خواستی نماز شب بخونی چرا به دروغ گفتی مریضم و می خوام داروهام رو بخورم؟ برگشت و گفت: خدا شاهده من مریضم، چشمای من مریضه، دلم مریضه من شانزده سالمه چشام مریضه چون توی این شانزده سال امام زمان (عج) رو ندیده دلم مریضه، بعد از 16 سال هنوز نتونستم با خدا خوب ارتباط برقرار کنم گوشام مریضه، هنوز نتونستم یه صدای الهی بشنوم.
نام شما

آدرس ايميل شما

گودرزی
خدا مارو شِفا بده که تا این سن هنوز از این زاویه به درون خودمون نگاه نکردیم
سلام بر ترکش های به جا مانده بر ساختمان های دلشکسته ی ابوذر که با بغضی در گلو خاطرات خنده بسیجیان عاشقش را مرور می کند!
اردوگاه راهیان نور شهید مسعودیان- جهاد رسانه ای شهید رهبر- انسانی آسمانی از جنس فرشتگان.
یادمان شهدای هویزه- جهاد رسانه شهید رهبر- وقتی به راه افتادم،گروهک ها در مسیر بودند و با پرتاب نارنجک یک به یک کشته شدند، من هم از ترکش های نارنجک بی نصیب نماندم. پا و صورتم مجروح شد و گویا خون در بدنم جریان نداشت ، کفشم پر از خون شده بود.