۰
تاریخ انتشار
چهارشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۸ ساعت ۰۹:۳۱
کد مطلب : ۱۵۰۱۳
خاطره جانباز شیمیایی جنگ از بولحسن؛

دشمن گاهی برای نفر گلوله مستقیم تانک به کار می‌برد/ ضد انقلاب با مته سر شهیدی را سوراخ کردند و زبانش را بریدند

دشمن گاهی برای نفر گلوله مستقیم تانک به کار می‌برد/ ضد انقلاب با مته سر شهیدی را سوراخ کردند و زبانش را بریدند
به گزارش راهیان نور، ابراهیم اسحاقیان جانباز شیمیایی زمان جنگ در گفتگو با خبرنگار جهاد رسانه‌ای شهید رهبر با بیان اینکه سختی های جغرافیایی منطقه که برای درگیری با عراقی ها داشتیم، از خود مبارزه سخت تر بود، گفت: بنده در زمان جنگ جمعی گروهان حضرت ابوالفضل، گردان امام حسین(ع) بودم، در جنگ کردستان، نزدیک روستای بولحسن و در کربلای 10، روی ارتفاعات گلان عراق عمل کردیم، چهار شب در منطقه گلان عملیات شد و مجبور به عقب نشینی شدیم.

وی افزود: به خاطر حسایت و سختی منطقه، هرکدام از نیروها، چه عراقیها و چه ما در صورت تسلط بر منطقه، به نبرد اشراف زیادی داشتیم. پس از چهار روز نبرد، حرکت کردیم. با عبور ما از پل، پل را سیل برد و نیروهای دیگر نتوانستند عبور کنند. بالاخره پس از چند روز مبارزه روی گلان دسترسی پیدا کردیم، ولی به خاطر کمین دشمن از یازده شب تا صبح درگیر بودیم.

اسحاقیان یادآور شد: رزمندگان ما را با گلوله مستقیم تانک و دوشکا می‌زدند یعنی برای نفر، گلوله تانک استفاده می‌کردند، آنجا بود که دیگه نتوانستیم کاری کنیم و مجبور به عقب نشینی شدیم. ولی روزهای بعد گردانهای بعدی عمل کردند و توانستند تسلط پیدا کنند. واقعا سخت بود، سه ساعت پیاده‌روی بعدش تگرگ و شدت سرما و سوز هوا؛ این سختی مسیر بدتر از خود درگیری با عراقی ها بود.

وی اضافه کرد: شهید سردار محمد اسحاقیان پسر دایی بنده، در این منطقه به شهادت رسید، ضد انقلاب با مجروحیت اسیرش کردند، سرش را با مته سوراخ کردند و زبانش را بریدند.

 انتهای پیام/
یادمان شهدای بولحسن
میلاد امیر یوسفی
نام شما

آدرس ايميل شما

یادمان شهید بروجردی - جهاد رسانه‌ای شهید رهبر - روزها و ماه‌ها و سال‌ها گذشت تا به صورت کاروانی به مناطق جنگی سفر کردیم باورم نمیشد که آرزویم براورده می‌شود.
شرهانی_ جهاد رسانه ای شهید رهبر- این آه حسرت و سوز دل است که مرا می‌سوزاند؛ گاهی خیلی زود دیر می‌شود، طوری که فکر می‌کنی خواب بوده‌ای ، بساط نوکری و خادمی برچیده می‌شود و فقط حسرت است که باقی می‌ماند