۰
تاریخ انتشار
يکشنبه ۳۱ تير ۱۳۹۷ ساعت ۱۶:۵۳
کد مطلب : ۱۲۲۷۳
دلنوشته؛

کردستان سرزمین مجاهدت های خاموش

المیرا غفوری/ استان اردبیل
کردستان سرزمین مجاهدت های خاموش
به گزارش راهیان نور؛ راهیان نور سفری به سرزمینی است که روزی مقصد مردان استوار جنگ بوده و آرزوی است که باید برای تحققش قدم های بزرگ برداشت.

اینجا کردستان است سرزمین مجاهدت­های خاموش؛ سرزمین آلاله های خونین؛ سرزمین رودهای خروشان که روزی مردان جنگ را در آغوش خود گرفتند؛ سرزمین مجاهدان گمنام؛ سرزمین سر به داران حماسه؛ سرزمین پیشمرگان کرد.

اینجا افتخار بزرگیست؛ گام گذاشتن در جای پای حماسه سازان ارتفاعات کردستان؛ حرارت قلب مردان کانی مانگا در دل مردمان سرزمین کردستان همچنان شور انقلاب اسلامی را برپا نگه داشته است.

اینجا عیار مردانگی را با شهامت و ایستادن در برابر دشمنان می سنجند؛ نه با شعار و مانور نمایشی

صفحات تاریخ خونین کردستان پر از رشادت های مردان و زنانی ایست که قهرمانانه از جان و تن از برای مام میهن گذشتند تا دستان منافق؛ کومله؛ ضد انقلاب و بعثی و هر اجنبی که نگاه ناپاک به این مرز و بوم دارد؛ قطع شود.
گوشه گوشه این دیار می توان نشانه های مسیح کردستان را یافت و یاد صیاد دلها را در ذهن مرور کرد.

مسیرهای پیچ در پیچ مریوان جای پای یاران حاج احمد متوسلیان و پیشمرگانی است که صدای مظلومیت کردستان را به گوش جهانیان رساندند. شهدای غریب سیرانبند؛ مظلومانه در خون خود غلطیدند و نامشان بربلندای کردستان نقش بست.

قدم به قدم در این سرزمین صحنه های فجایع و جنایات بشری؛ گویای وارونه ای از هزاران معاهده و پیمان حقوق بشری است که سی سال است اشک را در چشم این دیار خشک نکرده است.

مردمان این دیار رنج سالهای جنگ و ناامنی را هرگز فراموش نخواهند کرد و صدای ضجه های مادران و پدران این سرزمین در گوش تاریخ تا ابد نجوا کننده حقانیت اسلام است.

پرچم خونین شهادت همچنان در این سرزمین برافراشته است و شیعه و سنی دوش به دوش هم با اقتدار برای سرزمین مادریشان جان بر کف ایستاده اند.


انتهای پیام/
 
نام شما

آدرس ايميل شما

یادمان شهید بروجردی - جهاد رسانه‌ای شهید رهبر - روزها و ماه‌ها و سال‌ها گذشت تا به صورت کاروانی به مناطق جنگی سفر کردیم باورم نمیشد که آرزویم براورده می‌شود.
شرهانی_ جهاد رسانه ای شهید رهبر- این آه حسرت و سوز دل است که مرا می‌سوزاند؛ گاهی خیلی زود دیر می‌شود، طوری که فکر می‌کنی خواب بوده‌ای ، بساط نوکری و خادمی برچیده می‌شود و فقط حسرت است که باقی می‌ماند