۰
تاریخ انتشار
شنبه ۷ آذر ۱۳۹۴ ساعت ۰۹:۵۸
کد مطلب : ۶۰۸۷
برادر شهید ظهیری:

یاری رساندن به مردم مهمترین ویژگی‌ برادر شهیدم بود

یاری رساندن به مردم مهمترین ویژگی‌ برادر شهیدم بود
به گزارش سرویس مقاومت راهیان نور، یاسین ظهیری در گفت‌وگو با خبرنگار راهیان نور، اظهار کرد: برادرم محمد خیلی شوخ طبع بود و این ویژگی او را خانواده و دوستانش همگی به یاد دارند.

وی مهربان بودن را یکی دیگر از ویژگی‌های شهید محمد ظهیری عنوان کرد و افزود: آن‌قدر با محبت و رئوف بود که هر کاری که از او بخواستیم برایمان انجام می‌داد.

برادر شهید محمد ظهیری بخشنده بودن را یکی دیگر از صفات این شهید بیان کرد و گفت: برادرم برای همه خیلی دلسوز بود و در حد توان به من و دوستانش از همه لحاظ به ویژه از نظر مالی کمک می‌کرد.

وی با بیان این که محمد همه اخلاق و رفتارش خوب بود، تصریح کرد: اگر کسی مشکل مالی داشت و نمی‌توانست به او کمک کند در حد توان کارهایی انجام می‌داد تا بتواند در جهت رفع آن مشکل قدم بردارد.

ظهیری تصریح کرد: برادر شهیدم ویژگی‌های خوب زیادی دارد که یکی از مهمترین آنها یاری رساندن به مردم است و این مسئله را چندین بار مشاهده کردیم.

شهید محمد ظهیری، از شهدای مدافع حرم خوزستان در دهمین روز از بهمن ماه سال ۱۳۶۸ به عنوان سومین فرزند خانواده ظهیری در منطقه منبع آب شهر اهواز به دنیا آمد.

این دلیرمرد خوزستانی در مهرماه امسال برای دفاع از حرم حضرت زینب کبری (س) و حضرت رقیه (س) به سوریه رفت و در روز جمعه اول آبان ماه سال ۱۳۹۴ مصادف با تاسوعای حسینی سال ۱۴۳۷ هجری قمری و در درگیری با نیروهای تکفیری به شهادت رسید.

پیکر مطهر این شهید مدافع حرم پس از انتقال به اهواز، ظهر روز جمعه هشتم آبان ماه بعد از نمازجمعه اهواز از مصلای مهدیه امام خمینی(ره) این کلانشهر تشییع شد و پس از آن در کنار هشت شهید گمنام دوران دفاع مقدس آرمیده در حضرت علی بن مهزیاری اهوازی و در پایین مزار شهید محمدعلی چم‌حیدری آرام گرفت.

گفت و گو از خبرنگار خادم الشهدا حسین یزدی

انتهای پیام/
نام شما

آدرس ايميل شما

سلام بر ترکش های به جا مانده بر ساختمان های دلشکسته ی ابوذر که با بغضی در گلو خاطرات خنده بسیجیان عاشقش را مرور می کند!
اردوگاه راهیان نور شهید مسعودیان- جهاد رسانه ای شهید رهبر- انسانی آسمانی از جنس فرشتگان.
یادمان شهدای هویزه- جهاد رسانه شهید رهبر- وقتی به راه افتادم،گروهک ها در مسیر بودند و با پرتاب نارنجک یک به یک کشته شدند، من هم از ترکش های نارنجک بی نصیب نماندم. پا و صورتم مجروح شد و گویا خون در بدنم جریان نداشت ، کفشم پر از خون شده بود.