۰
تاریخ انتشار
چهارشنبه ۵ ارديبهشت ۱۳۹۷ ساعت ۲۱:۴۴
کد مطلب : ۱۱۹۹۵
سرپل ذهاب- خبرنگار جهاد رسانه ای راهیان نور:

گفتگو با مادر سردار شهید حشمت الله امینی

گفتگو با مادر سردار شهید حشمت الله امینی
به گزارش راهیان نور،  مادر سردار شهید حشمت الله امینی در گفت و گو با خبرنگار راهیان نور گفت: پسرم با یک شور و حال عجیبی به سوی جبهه های جنگ حق علیه باطل رفت و تا سال ۶۸ در جبهه ماند. یک شب قبل از شهادتش آمد خانه و شروع به گریه کردن کرد. من که طاقت گریه ی فرزندم را نداشتم رفتم و دلداریش دادم و از او پرسیدم برای چه گریه می کنی؟ شهید رو به من کرد و از من خواست که زینبی رفتار بکنم و بعد از شهادتش گریه و زاری نکنم.


این مادر شهید که با زبان کُردی با خبرنگار راهیان نور گفتگو می کند، اظهار کرد: بعد از رفتن حشمت الله به جبهه چندین مرتبه به منطقه رفتم و جویای احوالش شدم اما دوستانش به من جواب نمی دادند بعد از آنکه پیگیری زیادی کردم متوجه شهادتش شدم و دوستانش به من گفتند که پیکرش در منطقه جا مانده اس. حاج محمد طالبی به ما گفت که شهید زمانی که به منطقه می رود با خودش اسلحه نمی برد و تنها یک بیسیم و چند نارنجک به همراه داشته است.


مادر این شهید والامقام خاطرنشان کرد: بعد از مدتی در شبکه ی تلویزیونی عراق تصاویری از چند شهید ایرانی پخش کردند که یکی از آنان به پسرم حشمت بسیار شبیه بود اما ما همچنان منتظر برگشت شهید بودیم ولی انتظار طولانی بود تا اینکه پیکر فرزند عزیزم بعد از ۱۲ سال برگشت.


وی افزود: زمان برگشت شهید حشمت الله برادرش از سپاه آمد و به من گفت که پیکر یکی از دوستان پیدا شده بیایید و آن را ببینید ولی من همان جا به دلم افتاد که پیکر حشمت الله است و به برادرش گفتم که این پیکر متعلق به حشمت من است نه فرد دیگر و همان هم شد.

گفتنی است که قبر این شهید بزرگوار در حرم احمد بن اسحاق قمی در شهر سرپل ذهاب می باشد.
نام شما

آدرس ايميل شما

یادمان شهدای هویزه- جهاد رسانه شهید رهبر- وقتی به راه افتادم،گروهک ها در مسیر بودند و با پرتاب نارنجک یک به یک کشته شدند، من هم از ترکش های نارنجک بی نصیب نماندم. پا و صورتم مجروح شد و گویا خون در بدنم جریان نداشت ، کفشم پر از خون شده بود.
جهاد رسانه ای شهید رهبر- آن باد که آغشته به بوی نفس توست از کوچه ما کاش گذر داشته باشد.